چهارشنبه, ۲۸ اردیبهشت , ۱۴۰۱ 17 شوال 1443 Wednesday, 18 May , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 13185 تعداد نوشته های امروز : 12 تعداد اعضا : 4108 تعداد دیدگاهها : 299×
خاطرات حجت الاسلام عباسعلی ابراهیمی از دوران مبارزات انقلابی
17 بهمن 1396 - 19:52
شناسه : 6591
6

به گزارش روابط عمومی و امور استان ها ستاد اقامه نماز ، طی یادداشتی حجت الاسلام عباسعلی ابراهیمی مدیر ستاد اقامه نماز استان مازندران خاطرات مبارزات انقلابی خود را بیان نمودند که به شرح ذیل می باشد : اشاره ای به خاطرات ایام انقلاب اسلامی اینجانب عباسعلی ابراهیمی درآن ایام دانشجوی دانشگاه فردوسی ،ودرحوزه علمیه […]

ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش روابط عمومی و امور استان ها ستاد اقامه نماز ، طی یادداشتی حجت الاسلام عباسعلی ابراهیمی مدیر ستاد اقامه نماز استان مازندران خاطرات مبارزات انقلابی خود را بیان نمودند که به شرح ذیل می باشد :

اشاره ای به خاطرات ایام انقلاب اسلامی
اینجانب عباسعلی ابراهیمی درآن ایام دانشجوی دانشگاه فردوسی ،ودرحوزه علمیه مشهد هم تحصیل می کردم بدستور ابوی مرحومم که درساری زندگی می کردند برادرم رابه نام رمضانعلی که بیماری قلبی وتنفسی داشت برای شفا ازبارگاه ملکوتی علی ابن موسی الرضا(ع)و وضعیت آب وهوادرمشهد درکنار خودم داشته باشم وباهم مدتی زندگی کنیم وبعداز مدت کوتاهی اخوی مرحوم شد وشهید بزرگوار هاشمی نژاد(قدس ا… نفس الزکیه)دررفع مشکلات بیمارستان وغسل وکفن وتسلی من وابوی ودیگر بستگان نهایت بزرگواری رامعمول داشتندواین عنایات موجب شد که باحضرتش بیشتر معاشرت داشته باشم وازاندیشه های بلند انقلابی اواندکی بهره ببرم،وازجمله کسانی باشم که تمهیدات جلسات”سئوال شماوپاسخ ما”وپیاده کردن وانتشارنوارسخنرانی آن استاد گرانمایه سهمی داشته باشم.
دریکی ازروزها راهپیمایی مردم انقلابی مشهد ازچهارراه خسروی به سمت حرم که شهید هاشمی نژاد(ره) خواستند .درپایان راهپیمایی سخنرانی کنند شهید حجت الاسلام والمسلمین کامیاب((طاب ثراه))که باهم رفیق وهم مباحثه بوده ایم دستم راگرفت تا ازتلفن همگانی که (دوریالی بود)تلفن بزند .پیرزنی رابیرون دکه تلفن دیدیم که کیسه کوچک پول دوریالی راجمع کردوبه ماگفت اگر دوریالی میخواهید بفرمائید ازآن خانم سوال کردیم مگر شما دوتا۲ریالی می دهید ویک پنج ریالی می گیرید وازاین طریق ارتزاق می کنید .آن خانم عنوان کرد خیر پایم درد می کند نمی توانم درراهپیمائی شرکت کنم برای اینکه امکان تیراندازی است ودرآن زمان مردم شاید نیاز به تلفن داشته باشند . من این کار رامجانی انجام می دهم امیدوارم نام من هم درکاروان انقلابی امام زمان نوشته شود ،وجداناً اشک درچشمانم حلقه زد وشهید کامیاب درآن لحظه به من فرمود این منظره من رابه مقصد انقلاب مصمم تر کرد ویقین دارم پیروزی ازآن رهبری ومردم خواهد بود .
بعد ازمدتی برای سخنرانی ایام محرم وصفر یافاطمیه به ساری آمدم تاچندشب درحسینیه ای سخنرانی کنم ،دوشب سخنرانی کردم مامورین ازسخنرانی من جلوگیری کردند وازآنجا به شهربانی ساری یاجای دیگری نمیدانم کجابوده چون چشمم درزمان بردن ورهاکردن بسته بود ،وبعداز چندین روز با وساطت چندتن از بزرگان ونزدیکان وآشنایان من را آزاد کردند واصرار داشتند درلحظه آخر من تعهد بدهم بهیچوجه قبول نکردم وبالاخره بعد از کتک کاری رهایم کردند.
وهمینطور دردانشگاه فردوسی بادانشجویان انقلابی انجمن اسلامی دانشجویان تشکیل وفعالیت انقلابی ادامه یافت وطول انقلاب اسلامی وپس ازآن هم درکنار مردم ورهبری افتخار حضور داشته ودارم.
خاطرات زیاد است وچون بنابر اختصار می باشد به همین اندک بسنده میکنم.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

لینک فضای مجازی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.