شنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۱ 3 ذو الحجة 1443 Saturday, 2 July , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 13613 تعداد نوشته های امروز : 19 تعداد اعضا : 4157 تعداد دیدگاهها : 299×
نماز جماعت و نماز جمعه در نگاه شهید مطهری
19 تیر 1398 - 6:56
شناسه : 17959
7

در اینجا برخی خصوصیات نماز جماعت و نماز جمعه را ذکر می کنم. می دانیم نماز جماعت در اسلام سنت بسیار مؤکّدی است ولی مستحب است نه واجب، مگر اینکه به شکل اعراض از جماعت باشد یعنی کسی به هیچ شکلی در هیچ جماعتی شرکت نکند که این کارش حرام است و اگر زمانی باشد […]

ارسال توسط :
پ
پ

در اینجا برخی خصوصیات نماز جماعت و نماز جمعه را ذکر می کنم. می دانیم نماز جماعت در اسلام سنت بسیار مؤکّدی است ولی مستحب است نه واجب، مگر اینکه به شکل اعراض از جماعت باشد یعنی کسی به هیچ شکلی در هیچ جماعتی شرکت نکند که این کارش حرام است و اگر زمانی باشد که حکومت، حکومت اسلامی باشد چنین فردی را مجبور به شرکت در جماعت می کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتی قصد کردند که خانه ی کسانی را که اعراض از جماعت داشتند خراب کنند؛ فرمودند: شرکت نکردن به طور مطلق در جماعت مسلمین نوعی نفاق است. به هر حال مسأله ی نماز جماعت یکی از خصوصیاتش این است که فی حد ذاته مستحب است.

خصوصیت دیگر نماز جماعت این است که نماز جماعت را به صورت متعدد

مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۶، ص: ۲۹۹

هم می شود اقامه کرد؛ یعنی در یک شهر، مسجد هر محلی و مسجد جامع شهر هر کدام می توانند نماز جماعت مستقلی داشته باشند. در شیعه گاهی یک مسجد ده تا نماز جماعت دارد که این دیگر تقریباً نماز تفرقه است. برخی نماز جماعت های شیعه شده است نمازهای تفرقه، چون در بسیاری از مساجد چندین نماز جماعت برپا می شود.

خصوصیت سوم این است که نماز جماعت با نماز فرادی اختلاف زیادی ندارد، همان نماز فرادی است که به صورت جمعی خوانده می شود و تفاوت فقط در این جهت است که امام، قرائت [می کند] یعنی حمد و سوره را می خواند و مأمومین استماع می کنند. امام نیابت می کند از آنها در قرائت حمد و سوره. البته مأمومین در حرکات و سکنات و اذکار و اوراد هم باید پیرو و تابع امام باشند، قبل از امام به رکوع نروند، قبل از امام به سجود نروند و ذکری نگویند.

ولی نماز جمعه یک نماز جماعت خاص است. اولین تفاوت آن با نماز جماعت این است که واجب است، جز بر افرادی که عذر داشته باشند مثلاً مریض باشند. بر زنان هم واجب نیست. مثل جهاد است که بر زنان، مریضها و مسافران و چند دسته ی دیگر واجب نیست ولی بر باقی مردان واجب است که شرکت کنند.

فرق دیگر نماز جمعه با نماز جماعت این است که برخلاف نماز جماعت که در یک شهر مسجد هر محلی می تواند یک نماز جماعت داشته باشد، نماز جمعه را در یک شهر به صورت متعدد نمی شود اقامه کرد؛ یعنی یک نماز جمعه باید اقامه شود و بس. این که می گوییم یک شهر، ملاک یک شهر نیست. بر مکلفین اگر فاصله ی آنها از دوازده کیلومتر بیشتر نیست، واجب است که شرکت کنند. این را درنظر داشته باشید که مردم قدیم که پیاده و یا با الاغ و اسب و قاطر می آمدند، برای طی دوازده کیلومتر حداقل دو ساعت در راه بودند. دو ساعت می رفتند و دو ساعت برمی گشتند که رفت و آمدشان چهار ساعت طول می کشید.

مسأله ی دیگر این است که در فاصله ی کمتر از شش کیلومتر، تشکیل دادن نماز جمعه ی دیگر حرام است؛ یعنی اگر نماز جمعه ای در این نقطه تشکیل می شود، تا شش کیلومتر کسی حق تشکیل نماز جمعه را ندارد. آنوقت قهراً می شود یک نماز عمومی. وقتی که تا شعاع دو فرسخ، آمدن مردم واجب است و در شعاع یک فرسخ تشکیل دادن نماز جمعه ی دیگر حرام است و شرکت در نماز جمعه هم واجب است،

مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۶، ص: ۳۰۰

معنایش این می شود که در هفته یک روز، همه ی مردم به استثنای معذورها و به استثنای زنها و به استثنای کسانی که وظیفه ی شُرطه گری و مانند آن دارند که حضورشان در کوچه ها و خیابانها برای حفظ امنیت مردم لازم و ضروری است، در یک نماز عمومی شرکت می کنند. حتی زندانیهای شرعی واقعی را باید از زندانْ تحت مراقبت مأمورین بیاورند و در نماز جمعه شرکت بدهند و پس از انجام نماز به زندان برگردانند. این قدر این کار ضروری است.

آیا این فقط برای به جماعت خواندن یک نماز است؟ خواندن نماز به جماعت که در تمام ایام هفته هست. البته می شود گفت این هم خودش فلسفه ای است که هفته ای یک بار همه یک جماعت بخوانند. ولی اگر تنها فلسفه اش جماعت خواندن عمومی می بود، دیگر وضع نماز ظهر عوض نمی شد، تبدیل به نماز جمعه نمی شد.

تبدیل شدنش- چنان که گفتیم- به این صورت است که چهار رکعت تبدیل شده است به دو رکعت و به جای آن دو رکعتِ دیگر دو خطبه ایراد می شود.

یک وقت در سخنرانیهایی در سابق تحت عنوان «خطابه و منبر» بحث کردم [۱] و این مطلب را گفتم که اسلام یگانه دینی است که سخنرانی جزء فریضه ی دین در آن قرار گرفته است و سرّ اینکه مسأله ی خطابه و سخنرانی در اسلام نسبت به همه ی دنیا خیلی پیشرفت کرد- که البته در شیعه یک وجه علاوه ای هم دارد که مسأله ی ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام است- همین است که اساساً خطابه خواندن در متن اسلام و جزء عبادات اسلام است، خصوصاً برای زمامداران و آن کسانی که می خواهند اقامه ی جماعت کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا وقتی که در مکه بودند در حال خفا زندگی می کردند و چون دائماً در شکنجه بودند برایشان امکان تشکیل نماز جماعت نبود چه رسد به نماز جمعه، ولی هنوز وارد خود مدینه نشده بودند و در همین محلی که امروز «قُبا» نامیده می شود چند روزی اقامت کرده بودند که جمعه رسید؛ در همین محل مسجد قبا که الآن در مدینه است، اولین جمعه [۲] در اسلام تأسیس شد. این مسجد قبا خیلی مسجد عزیزی است برای اسلام. مسجدی است که قرآن به عظمت آن شهادت داده است: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی اَلتَّقْوی مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ» یعنی از اولین روزی

مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۶، ص: ۳۰۱

که تأسیس شده است، هیچ غش و دغلی در کار آن نبوده است، بر پایه ی تقوا تأسیس شده است. «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی اَلتَّقْوی مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اَللّهُ یُحِبُّ اَلْمُطَّهِّرِینَ» [۳].

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطبه های خود را بیشتر در همین نماز جمعه ها ایراد می کرده اند و مسائل مهم را در نماز جمعه ها به مردم عرضه می داشتند. قسمت عمده ی خطبه های امیرالمؤمنین علیه السلام که در نهج البلاغه است خطبه هایی است که در نماز جمعه ایراد شده است. دلایل تاریخی بر این امر زیاد است که یکی را عرض می کنم [و آن مطلبی است که مورخین ] در [ذیل ] یکی از خطبه ها- که گفته اند آخرین خطبه ای است که امیرالمؤمنین علیه السلام به صورت خطبه یعنی در منبر ایراد کرده اند- ذکر نموده اند. البته کلمات امیرالمؤمنین منحصر به خطبه نیست. وصایا دارند یا مسائلی که در مجلسی بیان کرده اند و ضبط شده است. حضرت در آن خطبه ی آخر مردم را تحریض می کنند برای اینکه علیه معاویه حرکت کنند و بروند و خطر معاویه را برای مردم بازگو می کنند و بعد به یاد یاران باوفا و خالص گذشته ی خود می افتند.

در همان منبر می گویند: «أین عمار؟ و این ابن التیهان؟ و أین ذو الشهادتین؟ » [۴] کجاست عمّار یاسر! یعنی ما حالا عمّار یاسری نداریم، که وقتی حضرت اینها را گفتند و به یاد این دوستان خالصشان افتادند، در منبر شروع کردند به گریه کردن. حضرت خیلی خطبه ی مؤثری در آنجا ایراد کردند به طوری که مردم فوق العاده گریستند و بعد از آن بود که عده ی زیادی هم حرکت کردند و به نخیله ی کوفه رفتند و در آنجا چادر و پرچم زدند و آماده شدند. تاریخ می نویسد: «فَما دارَتِ الْجُمُعَهُ حَتّی ضَرَبَهُ الْمَلْعونُ ابْنُ مُلْجَم» [۵] این جمعه به جمعه ی بعد نرسید که ضربت ابن ملجم به حضرت وارد شد.

این نشان می دهد که خطبه ی مذکور در روز جمعه بوده است.

بعدها هم این کار بوده است، منتها دیگران چون چنین قدرت و توانایی را نداشته اند دیگر چیزی به نام خطبه و خطابه از آنها باقی نمانده است که قابل توجه باشد. [قبل از آن نیز] در دوره ی ابوبکر نماز جمعه اقامه می شد و همچنین در دوره ی

مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۶، ص: ۳۰۲

عمر.

از جمله خصوصیات خلافت عثمان این است که شاید دو سه روز بود که خلیفه شده بود روز جمعه پیش آمد. بالای منبر رفت. چشمش که به جمعیت افتاد زبانش بند آمد. نتوانست سخنی بگوید و پایین آمد. وقتی پایین آمد این جمله را گفت: «أَنْتُمْ إلی اِمامٍ عادِلٍ أَحْوَجُ مِنْکُمْ اِلی إمامٍ خَطیب» [۶] شما به یک پیشوای عادل بیشتر احتیاج دارید تا به یک پیشوای سخنور. مروان حکم گفت: اگر همین دو کلمه را بالای منبر گفته بودی خیلی خطیب خوبی بودی؛ یعنی خوب بود همین دو کلمه را بالای منبر می گفتی، چرا پایین گفتی؟ البته او نه عادل بود و نه خطیب، ادعایی بود که می کرد.

[۱] . [این سخنرانیها در کتاب ده گفتار چاپ شده است. ]

[۲] . [یعنی نماز جمعه ]

[۳] . توبه / ۱۰۸.

[۴] . نهج البلاغه، خطبه ی ۱۸۲.

[۵] . مناقب، ج ۳ / ص ۱۹۴.

[۶] . شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید، ج ۱۳ / ص ۱۳.

لینک فضای مجازی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.