پنج شنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۴۰۱ 18 شوال 1443 Thursday, 19 May , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 13185 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 4111 تعداد دیدگاهها : 299×
نماز شهیدان به روایت یاران شهید (قسمت هفتم)
08 مهر 1400 - 16:28
شناسه : 75634
5
به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس خاطرات و وصایای نمازی شهدا دفاع مقدس به صورت روزانه در سایت ستاد اقامه نماز منتشر می شود.
ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز، ادامه خاطرات و وصایای نمازی شهدا دفاع مقدس به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در سایت ستاد اقامه نماز منتشر شد.

خاطرات مربوط به نماز شهیدان

۲۴- عروج شبانه (شهید ابوالحسن حسنی)

بارها متوجه می‌شدم که همسرم (شهید ابوالحسن حسنی) نیمه شب از خانه خارج شده بعد از نماز صبح به منزل باز می‌گردد. ابتدا خود را به خواب زده، فکر می‌کردم به دنبال مأموریت‌های سپاه شب‌ها از خانه بیرون می‌رود. یک شب طاقتم تمام شد و خیلی آرام مؤدبانه گفتم. “دلم می‌خواهد بدانم شب‌ها کجا می‌روی؟” وقتی متوجه شد که من نیز می‌دانم از شب‌ها از خانه خارج می‌شود با خونسردی تمام گفت: امشب با هم می‌رویم. نیمه شب پتویی برداشته به اتفاق از خانه خارج شدیم. یک راست به گلستان شهدا رفت. کنار قبر “شهید اسدالله باغبان” پتو را پهن کرد و مشغول خواندن نماز شد. در نماز او را نظاره‌گر بودم. اصلاً مثل این که با تکبیر الاحرام از آسمان نیز بالاتر می‌رفت و با سلام نماز دوباره به زمین باز می‌گشت.

***************

۲۵- خلوت انس ( شهید علی‌محمد اربابی)

نیمه شب صدای آشنایی با لحنی شیرین و کامی شیوا مرا از خواب بیدار کرد. خوب دقت کردم کلمه‌هایی که در خواب و بیداری به وضوح به گوش می‌خورد: ‌معبودا، محبوبا، خدایا… مطمئن شدم یک نفر به تهجد مشغول است. کنجکاوی بیش از حد وادارم ساخت از رختخواب بیرون آمده و خود را به صاحب صدا نزدیک کنم گویا “علی محمد اربابی” بود، رئیس ستاد لشگر ولی مطمئن نبودم، در تاریکی جلوتر رفتم تا چهره‌اش را بهتر تشخیص بدهم. ناگهان او متوجه من شد و تبسم کرد. تبسم همیشه بر لبانش بود ولی من خجالت کشیدم و شرمنده شدم. چون عارف را از خدا، سالکی را از مراد، زاهدی را از معبود و مؤمنی را از محبوب جدا کرده بودم. در حالی که وجودم را “خسی در میقات” می‌دیدم در جای خود برگشتم و با خود عهد کردم دیگر مزاحمتی برای گوشه‌نشینان خلوت انس ایجاد نکنم.

***************

۲۶- نماز نشسته (شهید علی کاظم امکانی یگانه)

نیمه شب صدایی را می‌شنیدم. می‌فهمیدم وعده ملاقات دارد. بستر خواب را رها می‌کردم و آهسته بیرون می‌رفت و وضو می‌ساخت و با حالتی عجیب به نماز می‌ایستاد و برای اینکه دیگران نفهمند نشسته نماز می‌خواند و در تاریکی که کسی او را نمی‌بیند. وقتی “شهید علی کاظم امکانی یگانه” راز و نیاز را تمام می‌کرد، به بالین من می‌آمد و من را صدا می‌کرد و می‌گفت‌: برادر عزیز بلند شو و نمازی بخوان من که حال ندارم، برای منهم دعا و طلب مغفرت نما!

***************

۲۷- وعده‌ ملاقات (شهید ابوالفضل امین راد)

ساعت یازده شب بود که (شهید ابوالفضل امین راد) وضو گرفت. خواهرم نگاه معنی داری به او کرد و گفت: “یک فرد مسلمان رزمنده نمازش تا این وقت شب نمی‌ماند”. برادرم پاسخ داد: ‌من نمازم را خوانده‌ام، چه اشکال دارد آدم با وضو و پاک و مطهر باشد؟ خواهرم قانع شد و رفت که بخوابد. ولی من می‌دانستم که او با خدا وعده ملاقات دارد. “نماز شب”.

***************

۲۸- از خواب تا عبادت (شهید مالک اوزوم چلویی)

“شهید مالک اوزوم چلویی” در شبانه روز بیش از چند ساعتی نمی‌خوابید او در انجام مستحبات به خصوص نماز شب تأکید بسیار داشت و خودش نیز در انجام آن سخت می‌کوشید. حتی به خانواده می‌گفت:‌ شما چقدر می‌خوابید؟ قدری از خوابتان را کم کنید و به عبادت بپردازید. به خدا قسم آنقدر در قبر خواهید خوابید که حد و حصر ندارد.

لینک فضای مجازی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.