سه شنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۱ 13 جماد أول 1444 Tuesday, 6 December , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 15436 تعداد نوشته های امروز : 20 تعداد اعضا : 4365 تعداد دیدگاهها : 299×
در طول دوران اسارت، بهترین پناهگاه در سخت ترین شرایط، نماز، ائمه اطهار و قرآن بود
07 مهر 1401 - 7:32
شناسه : 120839
1
آزاده سرافراز دوران دفاع مقدس:

آزاده سرافراز میرداماد ستاره دان در گفتگو با روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان اردبیل گفت: من از نماز در زندگی خود بسیار تاثیر گرفته ام و اعتقاد دارم هر چه داریم از نماز است.

پ
پ

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان اردبیل، همزمان با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، میرداماد ستاره دان از آزادگان سرافراز دوران دفاع مقدس طی گفتگویی با روابط عمومی ستاد اقامه نماز به بیان خاطرات اقامه نماز در دوران اسارت پرداخت.

خلاصه ای از این گفتگو را در ذیل میخوانید:

بحثمان در رابطه با نماز است، ما بعد از ۶ روز محاصره ۳۱ مردادماه سال ۱۳۶۷ به اسارت گرفته شدیم و ما را بردند به شهر جلولا که اردوگاه موقت بود، اردوگاهی که چون حصار نداشت ۱۸ نفر در یک آسایشگاه به مدت ۱۲ روز اصلا اجازه خروج از آسایشگاه را نداشتند و بخاطر اینکه به دلیل موقت بودن امکانات چندانی نداشت در این ۱۲ روز بدون اینکه از آسایشگاه خارج شویم در داخل آسایشگاه ماندیم، همه چیز در داخل آسایشگاه قرار داشت بطوری که حتی برای نشستن نیز جا به اندازه کافی نداشتیم. وقت اذان مغرب که رسید به بچه ها گفتم طوری بنشینند که من بتوانم نماز را اقامه کنم، چون از بچگی نماز خوان بودم گفتم انصاف نیست که در این شرایط هم نماز را نخوانم.
یکی از بچه ها گفت: سید نشسته نماز بخوان چون ممکنه برات مشکلی پیش بیا و بکشنت گفتم اسارت یا مرگ و ایستادم و نماز را خواندم.
آن شروع نماز باعث آشنایی با کل بچه های آسایشگاه  و حتی ارودگاه شد. آن حرکت باعث شد اسارتی که موجب ذلت و خواری انسان است باعث عزت انسان شود.
بعد از آن روز ارتباطم با بچه های اردوگاه صمیمی تر شد و گاهی بچه ها سوالات شرعی و احکام خویش را نیز از من می پرسیدند. ما چون کاغذ و قلم برای نوشت نداشتیم از این بابت دچار مضیقه بودیم، ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد آن دور بر ها باطری قلمی خرابی را پیدا کردم و از  کربن آن برای نوشتن استفاده کردم، کربن باطری برا نوشتن خوب بود حتی میشد یه کتاب را با آن نوشت. از باطری قلمی برای نوشتن استفاده می کردیم و ادعیه ها و شایعاتی که پخش می شد را روی پاکت سیگار، کارتن و کاغذ هایی که باد با خود به این ور و آن ور میبرد می‌نوشتیم. بعد از آن نماز هر کس برای خود گروهی جمع کرد و آن نماز شروع یک فعالیت برای کل اردوگاه شد.
آب برای وضو نبود و من یک بطری کوچک شربتی را پیدا کرده بودم و داخل آن را پر از آب کرده بودم که مخصوص وضو بود و در مواقعی که آب نبود از آن استفاده می کردم.
در این شرایط سخت همیشه سعی می کردیم که نماز را اقامه و احیاء کنیم و خوشبختانه نه تنها نماز صبح بلکه نماز ظهر و عصر و مغرب و اعشاء هم با استقبال روبرو می شد.حتی نماز شب را هم وقتی که نگهبانان متوجه نمی شدند می خواندیم و اگر نگهبان میدید و میگفت چرا نخوابیده ای  نماز را شکسته و میگفتیم خوابمان نمی آید و بعد از اینکه می‌رفت دوباره میخواندیم.
در اردوگاه نماز جماعت قدغن بود ولی بصورت فرادی میشد نماز خواند، هر چند اوایل اذیت می کردند ولی به مرور زمان کاری با بچه ها نداشتند. ما در طول این مدت متوجه شدیم که بهترین پناهگاه در سخت ترین شرایط نماز، ائمه اطهار و  قرآن است، در آنجا هیج کس جز خدا نمی تواند پناهت باشد، حتی ما در زندگی روزمره هم وقتی در تنگنا قرار میگیریم خدا را بیشتر از هر زمانی یاد می کنیم، می شناسیم و به خدا نزدیک تر می شویم و حال آنکه در آن شرایط سخت اسارت بهترین پناهگاه نماز و مخصوصا سجده بود.
افرادی بودند که اصلا نماز بلد نبودند یکی از این افراد که در کتاب هم به اسمش اشاره کردم آمده بود پیش من و گفت: سیدجان من تا بحال پیشانی ام به مهر نخورده و نماز خواندن هم بلد نیستم، چه کنم؟ گفتم قضایش را بجا بیار، وقتت زیاده بیکار هم هستی، بهترین فرصته.  کسی که تابحال نماز نخوانده بود و پیشانی اش به مهر نخورده بود شروع کرده بود هر روز نماز قضای چند ساله اش را بخواند.

بهترین پناهگاه مان اینها بودند، بهترین الگو هایمان اینها بودند. من از نماز در زندگی خود بسیار تاثیر گرفته ام و اعتقاد دارم هرچه داریم از نماز است و بقیه چیز ها از بین رفتنی و فانی هستند و آنچه برایمان می ماند نماز است.

لینک فضای مجازی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.