
به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان اصفهان، در آستانه برگزاری سی و سومین اجلاس سراسری نماز با عنوان «نماز در سیره و عمل رهبر شهید انقلاب اسلامی» حجت الاسلام والمسلمین حمید رجایی استاد حوزه و دانشگاه در حوزه های فلسفه علم و فرهنگ شناسی و پژوهشگر ارشد رسانه با سابقه پژوهش و تهیهکنندگی در سازمان صدا و سیما مرکز استان اصفهان به شیوه های پژوهش در رسانه ملی برای ترویج و اقامه نماز در سخن رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای پرداخت.
گفتگو به شرح زیر است:
با توجه به موضوع سی و سومین اجلاس سراسری نماز، از منظر پژوهشی مهم ترین ابعاد اندیشه و سیره عملی رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید علی خامنه ای درباره نماز که باید برای جامعه امروز بازخوانی و تبیین شود، چیست؟
حجت الاسلام والمسلمین رجایی پاسخ داد: در بازخوانی اندیشه و سیره رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای درباره نماز، باید آن را فراتر از یک تکلیف فردی و در قالب یک منظومه تربیتی و اجتماعی مطالعه کرد و در این منظومه، نماز نقطه آغاز خودسازی، تقویت ایمان، آرامش، امید و استحکام اراده انسان است که این خودسازی در نگاه ایشان به اصلاح اخلاق، روابط انسانی، جامعه سازی و در افق بلندتر به نظام سازی و تمدن سازی پیوند می خورد.
وی ادامه داد و گفت: از این منظر، میان نماز خواندن و اقامه نماز تفاوت اساسی وجود دارد و اقامه، نیازمند فراهم کردن زمینه های فرهنگی، تربیتی و اجتماعی است که در نتیجه، خانواده، مدرسه، مسجد، رسانه و نهادهای عمومی هر یک در شکل گیری فرهنگ اقامه نماز نقش دارند.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: توجه ویژه به نسل نو و یافتن شیوه های جذاب، اقناعی و متناسب با نیازهای کودکان و نوجوانان نیز از محورهای مهم این منظومه است که در کنار این موارد، کیفیت نماز، به ویژه خشوع، حضور قلب و فهم معانی نماز، جایگاهی اساسی داردو سیره عملی ایشان نیز باید در کنار بیانات نظری مطالعه شود تا نسبت میان اندیشه نماز و سبک زندگی و رفتار اجتماعی ایشان روشن شود.
پژوهشگر ارشد رسانه بیان کرد: از سوی دیگر، نماز در این نگاه با اخلاق و مسئولیت پذیری مدیران و کارگزاران و کیفیت حکمرانی نیز ارتباط پیدا می کند و در سطح اجتماعی، اقامه نماز می تواند با تقویت معنویت، انسجام و تاب آوری جامعه نسبت پیدا کند و در افق تمدنی نیز نماز بخشی از فرآیند خودسازی، جامعه سازی و تحقق جامعه و تمدن اسلامی تلقی می شود بنابراین مسئله پژوهش امروز، صرفاً گردآوری سخنان درباره نماز نیست، بلکه کشف و تبیین این منظومه و تبدیل آن به الگوهای قابل تحقق برای جامعه و نسل جدید است.
پژوهش در حوزه رسانه تا چه اندازه میتواند به شناخت دقیقتر عوامل مؤثر بر گرایش یا فاصله نسل جدید از نماز کمک کند و این یافتهها چگونه میتواند در سیاستگذاری و تولید محتوای رسانهای مورد استفاده قرار گیرد؟
پژوهشگر و تهیه کننده صدا و سیما در جواب سؤال گفت: رسانه در موضوع نماز، پیش از آنکه وظیفه تبلیغ داشته باشد، باید مسئله مخاطب را بشناسد؛ چون نسل نو یک مخاطب یکدست نیست همانگونه که برای نوجوان و جوان مؤمن، مسئله بیشتر تعمیق معرفت، فهم فلسفه نماز، کیفیت عبادت و تبدیل آن از عادت به ارتباط آگاهانه با خداست، برای مخاطب کاهل، باید دید چرا با وجود پذیرش اصل نماز، میان باور و عمل او فاصله ایجاد شده و چه عواملی در سبک زندگی، محیط و عادتهای روزمره این فاصله را تقویت می کنند.
پژوهشگر ارشد رسانه ادامه داد: برای تارک نماز، پرسش اساسی تر است که آیا اصل ضرورت نماز را نپذیرفته، یا آن را بی فایده می داند، یا اساساً در مبانی ایمان و رابطه انسان با خدا مسئله دارد؟ و مخاطب شبهه زده نیز نیازمند پاسخ به پرسش هایی واقعی است مانند اینکه چرا خداوند نماز را واجب کرده، چرا این عبادت باید تکرار شود و آیا اخلاق و معنویت بدون نماز ممکن نیست که در اینجا رسانه نباید پاسخ های آماده و شعاری بدهد، بلکه باید اجازه دهد خودِ شبهه مطرح شود و سپس با استدلال قابل فهم، شواهد و تجربه های انسانی به آن پاسخ داده شود.
رجایی گفت: اهمیت نماز را نباید فقط با وعده ثواب یا ترس از عقاب توضیح داد؛ باید نشان داد نماز چه نسبتی با خودسازی، معنا، نظم درونی، مهار نفس و مسئولیت اخلاقی انسان پیدا می کند و در مقابل، درباره پیامدهای ترک نماز نیز باید میان حکم دینی، آثار معنوی و پیامدهای روانی و اجتماعی تمایز گذاشت و از ادعاهای اغراق آمیز و اثبات نشده پرهیز کرد لذا پژوهش های مخاطب محور می توانند مشخص کنند هر گروه دقیقاً چه پرسشی دارد، چه چیزی او را قانع میکند و چه نوع پیام یا قالب رسانه ای برای او اثرگذارتر است و بر اساس همین یافته ها، سیاست گذاری رسانه ای باید به جای تولید انبوه محتوای مشابه، به سمت طراحی محتوای تفکیک شده برای مؤمن، کاهل، تارک، شبهه زده و حتی مخاطب بی اعتقاد حرکت کند و در چنین رویکردی، رسانه از دعوت یکسان برای همه به گفت وگوی متناسب با مسئله هر مخاطب می رسد و میتواند از ظرفیت روایت، گفتوگو، مناظره، هنر، تجربه زیسته و فضای تعاملی استفاده کند و در نهایت، موفقیت این سیاست را نیز نباید با تعداد برنامهها یا میزان بازدید سنجید؛ باید دید آیا مخاطب سؤالش را بهتر فهمیده، پاسخ قانع کننده ای گرفته و در نگرش و رفتار او نسبت به نماز تغییری پایدار ایجاد شده است یا نه.
با توجه به تغییر ذائقه و سبک مصرف رسانهای نوجوانان و جوانان، برای اینکه مفاهیم نماز و سیره عملی رهبر شهید برای این نسل قابل فهم، جذاب و اثرگذار روایت شود، چه ملاحظات پژوهشی و مخاطبشناختی باید مورد توجه قرار گیرد؟
حجت الاسلام والمسلمین حمید رجایی در پاسخ گفت: برای روایت نماز و سیره عملی رهبر شهید برای نسل نو، نخست باید پذیرفت که تغییر رسانه، فقط تغییر ابزار دریافت پیام نیست؛ بلکه شیوه مواجهه نسل جدید با معنا، مرجعیت، روایت و حتی پرسش های دینی را نیز تغییر داده است. بنابراین پیش از تولید محتوا باید بدانیم نوجوان و جوان امروز درباره نماز چه می داند، چه چیزهایی را نمی داند، چه پرسش هایی دارد و در چه مواردی میان آموزه دینی و تجربه شخصی او فاصله ایجاد شده است و نکته مهم دیگر، تفکیک مخاطبان است؛ نوجوان مؤمن، نوجوان کاهل، تارک نماز، شبهه زده و مخاطبی که اساساً مسئله نماز برای او اولویت ندارد، نمی توانند یک پیام واحد دریافت کنند.
تهیه کننده صدا و سیما افزود: برای مخاطب مؤمن، روایت باید به سمت تعمیق معرفت و تجربه معنوی برود؛ اما برای مخاطب پرسشگر، نقطه آغاز باید پرسش و تردید او باشد، نه نتیجه ای که رسانه از ابتدا می خواهد به او منتقل کند.
وی ادامه داد: در روایت سیره عملی ایشان نیز نباید صرفاً مجموعه ای از جملات و خاطرات تولید کرد بلکه باید نشان داد نماز و عبادت در زندگی واقعی ایشان چگونه با خلوت معنوی، مسئولیت پذیری، آرامش، استقامت و مواجهه با دشواری ها پیوند داشته است و به گمان من، رسانه در این حوزه نیازمند تغییر مهمی در زاویه نگاه است و نباید نماز را فقط به عنوان یک وظیفه یا مجموعه ای از احکام معرفی کند، بلکه باید بتواند دریچه عرفانی نماز و لذت مناجات با خدا را نیز روایت کند و نماز می تواند برای انسان پنجره ای به سوی آرامش، اتصال به مبدأ لایزال و یافتن معنایی فراتر از زندگی روزمره باشد که در این زمینه، سیره عبادی امام خمینی و رهبر شهید می تواند ظرفیت مهمی برای روایت داشته باشد؛ از توصیف حالات عرفانی و اهتمام ویژه امام خمینی به نماز و عبادت، تا خاطرات مربوط به نماز، خلوت و عبادت رهبر شهید در دوران مبارزه و زندان های ساواک.
پژوهشگر ارشد رسانه افزود: آثار و نوشته های امام خمینی درباره تجربه معنوی و سلوک، از جمله آداب الصلاة و پرواز در ملکوت، نیز میتوانند برای بازخوانی این وجه از نماز مورد استفاده پژوهشی و رسانهای قرار گیرند؛ البته با رعایت امانت علمی و پرهیز از تبدیل تجربههای معنوی آنان به شعار و در این روایت میتوان این پرسش را پیش کشید که چگونه انسانهایی که در دشوارترین شرایط تاریخی، با آرامش و استقامت و شجاعت ظاهر شدند، نماز و ارتباط با خدا را در زندگی خود تجربه میکردند؛ بیآنکه رابطه میان نماز و این ویژگیها را به یک رابطه ساده و اثبات شده علمی تقلیل دهیم.
حمید رجایی بیان کرد: از نظر قالب، محتوای کوتاه و سریع میتواند نقطه ورود باشد، اما برای موضوعی مانند نماز نباید به کلیپ های چندثانیهای و جملات شعاری اکتفا کرد؛ مخاطب باید امکان رفتن از یک محتوای کوتاه به روایت، گفتوگو و محتوای عمیقتر را داشته باشد و روایت نیز باید مسئله محور باشد؛ مثلاً به جای اینکه فقط گفته شود «نماز مهم است»، پرسیده شود «چرا؟»، «چرا باید هر روز تکرار شود؟»، «نماز چه نسبتی با آرامش و معنای زندگی دارد؟» و «آیا میتوان تجربهای از نماز داشت که از انجام یک تکلیف فراتر برود؟» که یکی از ملاحظات اساسی، پرهیز از تحقیر و برچسب زنی به مخاطب کاهل یا تارک نماز است؛ زیرا هدف رسانه باید ایجاد امکان گفتوگو و باز کردن مسیر بازگشت باشد، نه افزایش فاصله او با پیام دینی.
پژوهشگر ارشد رسانه گفت: همچنین باید میان جذابیت رسانه ای و سطحی سازی تفاوت گذاشت؛ جذابیت باید در روایت، شخصیت، مسئله، تصویر و شیوه بیان ایجاد شود، نه با کاستن از عمق مفهوم و در نهایت، هدف این نیست که نماز را صرفاً برای نسل جدید جذاب کنیم، بلکه باید کاری کنیم که نسل جدید بتواند نماز را بفهمد، درباره آن سؤال کند، پاسخ معتبر بگیرد و حتی امکان تجربه وجه آرامش بخش، معنوی و عاشقانه آن را در زندگی خود کشف کند؛ و این امر بدون شناخت واقعی مخاطب و پژوهش مستمر درباره اثرگذاری روایت های رسانهای امکانپذیر نیست.
از منظر یک پژوهشگر رسانه، چه تفاوتی میان «اطلاعرسانی درباره نماز» و «ترویج و فرهنگسازی نماز» وجود دارد و رسانه ملی چگونه میتواند از سطح بیان مستقیم و کلیشهای فراتر رفته و به تأثیرگذاری عمیقتر برسد؟
حجت الاسلام والمسلمین رجایی پاسخ داد: به نظر من یکی از مشکلات مهم رسانه در حوزه نماز این است که در سال های اخیر، در برخی برنامه های نمایشی، به بهانه پرهیز از شعاری شدن، اصلِ مسئله نماز کم رنگ یا حتی حذف شده است؛ در حالی که حذف محتوا، راه حل شعاری نشدن نیست.
وی افزود: نمایش و سریال میتوانند نماز را نه به صورت پیام مستقیم، بلکه از طریق شخصیت، موقعیت، انتخاب، بحران و تجربه درونی انسان وارد روایت کنند؛ یعنی نماز بخشی طبیعی از زندگی شخصیت باشد و معنا و اثر آن در رفتار او دیده شود و از سوی دیگر، رسانه باید وجه معرفتی، عرفانی و عاطفی نماز را جدی تر روایت کند؛ زیرا اگر نماز فقط مجموعهای از حرکات و تکالیف معرفی شود، بخش مهمی از حقیقت تجربه دینی آن برای نسل جدید پنهان می ماند که برای مثال، بسیاری از اذکار نماز در ذهن مخاطب به ترجمه هایی خشک و صرفاً واژه نامه ای تقلیل یافته اند، در حالی که باید لایه معنایی و رابطه انسان با خدا در پسِ این الفاظ نیز برای او گشوده شود.
پژوهشگر ارشد رسانه ادامه داد: «سبحانالله» در معنای لغوی، تنزیه و منزه دانستن خداوند از هر نقص و کاستی است؛ اما در تفسیر عرفانی میتوان نشان داد که این ذکر چگونه میتواند از یک گزاره ذهنی به تجربهای از ستایش، محبت، شگفتی و انس با خدا تبدیل شود و در چنین نگاهی، میتوان به مخاطب نشان داد که ذکرهای نماز فقط اطلاعات دینی نیستند؛ هر کدام میتوانند یک گفتوگوی درونی با خدا و بخشی از مسیر ارتباط عاشقانه و صمیمی انسان با مبدأ هستی باشند و همین نگاه درباره حمد و سوره، تکبیر، رکوع، سجده و قنوت نیز قابل طرح است؛ هر کدام معنا، حالت و نسبتی با خدا دارند و رسانه میتواند این لایههای پنهان را با زبان تصویر، داستان، موسیقی و تجربه انسانی برای مخاطب آشکار کند.
رجایی اضافه کرد: در این صورت، به جای اینکه به نوجوان بگوییم نماز بخوان چون واجب است، میتوانیم او را با این پرسش روبهرو کنیم که اگر نماز گفتوگوی انسان با خداست، در این گفتوگو چه میگویم و چه تجربهای میتوانم داشته باشم؟ حتی در برنامه های نمایشی، میتوان شخصیتهایی خلق کرد که نماز برای آنان در لحظه ترس، تنهایی، شکست، تصمیمگیری یا امید، معنای متفاوتی پیدا میکند؛ بدون اینکه شخصیت رو به دوربین بایستد و پیام اخلاقی صادر کند. بنابراین عبور از شعار به معنای عبور از محتوا نیست؛ باید از شعارزدگی عبور کرد، نه از معنا و اهمیت نماز.
تهیه کننده صدا و سیما افزود: رسانه ملی اگر بتواند میان معرفت، تجربه معنوی، زیباییشناسی، روایت عاشقانه و زندگی واقعی انسان پیوند برقرار کند، نماز دیگر موضوعی برای یک برنامه مناسبتی نخواهد بود، بلکه به بخشی زنده از روایت انسان و زندگی تبدیل خواهد شد.
یکی از موضوعات مهم در سیره رهبر شهید، پیوند نماز با تربیت، اخلاق، مسئولیتپذیری و سبک زندگی است؛ پژوهشهای رسانهای چگونه میتوانند این ابعاد را شناسایی و به روایتهای رسانهای جذاب و قابل لمس برای مخاطب تبدیل کنند؟
پژوهشگر ارشد رسانه جواب داد: در این زمینه، پژوهش رسانه ای نباید فقط به گردآوری سخنان رهبر شهید درباره نماز اکتفا کند، بلکه باید بررسی کند نماز در سیره عملی ایشان چگونه با تربیت، اخلاق، مسئولیتپذیری، نظم، صبر، شجاعت، تواضع و نحوه مواجهه با مردم پیوند پیدا میکرد که گام نخست، استخراج نمونه های عینی از خاطرات، اسناد، روایت نزدیکان و آثار مکتوب است تا بتوان میان آنچه درباره نماز گفته شده و آنچه در زندگی عمل شده ارتباط برقرار کرد.
حمید رجایی ادامه داد: سپس باید این یافتهها به موقعیتهای انسانی قابل فهم برای نسل جدید تبدیل شوند؛ مثلاً اینکه یک انسان در شرایط فشار و دشواری چگونه با نماز به آرامش میرسد، چگونه عبادت بر تصمیم و رفتار او اثر میگذارد یا چگونه ارتباط با خدا به مسئولیتپذیری بیشتر در برابر مردم منجر میشود که در اینجا روایت شخصیت اهمیت زیادی دارد؛ به جای اینکه گفته شود نماز انسان را مسئولیتپذیر میکند، میتوان یک موقعیت واقعی را روایت کرد که در آن این مسئولیت پذیری در رفتار یک شخصیت دیده میشود و همین روش را میتوان درباره نظم و وقت شناسی، صبر در برابر دشواری، رعایت حقوق دیگران، فروتنی، کنترل خشم و پایبندی به مسئولیت نیز به کار گرفت.
وی افزود: پژوهش همچنین باید بررسی کند که آیا و چگونه میتوان میان تجربه عبادی و این رفتارها رابطه برقرار کرد، بدون اینکه هر رفتار مثبت را به صورت ساده و مستقیم به نماز نسبت دهیم و از این منظر، سیره رهبر شهید میتواند به جای یک مجموعه حکایت اخلاقی، به یک مجموعه موقعیتهای انسانی تبدیل شود که مخاطب بتواند خودش را در آنها ببیند.
استاد حوزه اظهار کرد: برای رسانه نمایشی، این یافتهها میتواند مبنای طراحی شخصیت و داستان باشد؛ برای مستند، مبنای بازسازی موقعیتهای واقعی؛ و برای برنامه گفتوگومحور، مبنای طرح پرسشهایی درباره نسبت عبادت و زندگی و حتی میتوان مجموعهای با عنوانی مانند «نماز در زندگی» طراحی کرد که در هر قسمت یک ویژگی اخلاقی یا مسئولیت اجتماعی را انتخاب کند و نسبت آن را با تجربه نماز و عبادت بررسی کند که در این روایت، نباید نماز صرفاً ابزاری برای تولید انسان «موفق» معرفی شود؛ بلکه باید ابعاد معنوی آن، یعنی رابطه انسان با خدا، عبودیت و تجربه حضور نیز حفظ شود.
استاد دانشگاه ادامه داد و گفت: هدف نهایی این است که مخاطب ببیند نماز چگونه میتواند از یک عمل مقطعی در طول روز به عاملی برای شکل دادن به نوع نگاه انسان، انتخابهای او، رابطهاش با دیگران و شیوه مواجههاش با زندگی تبدیل شود به این ترتیب، پژوهش رسانهای از «بیان فضائل نماز» عبور میکند و به کشف و روایت تجربه زیسته نماز میرسد؛ جایی که مخاطب به جای شنیدن یک توصیه، امکان دیدن و لمس کردن آن را پیدا میکند.
با توجه به تجربه پژوهشی و فعالیت شما در صداوسیما، اگر قرار باشد برای بازخوانی سیره عملی رهبر شهید در موضوع نماز یک نقشه راه رسانهای طراحی شود، چه محورهایی باید در اولویت پژوهش و تولید محتوا قرار گیرد؟
حجت الاسلام والمسلمین رجایی پاسخ داد: اگر بخواهم بر اساس تجربه پژوهشی و فعالیت رسانهای یک نقشه راه برای این موضوع پیشنهاد کنم، نقطه آغاز را شناخت سیره میدانم، نه تولید برنامه و ابتدا باید یک پژوهش جامع و مستند درباره نماز در زندگی رهبر شهید انجام شود؛ از دوران کودکی، تحصیل و مبارزه تا دوران مسئولیت و رهبری، با تمرکز بر نمازهای یومیه، نماز جماعت، حضور قلب، عبادتهای فردی، دعا و مناجات و نیز خاطرات و روایتهای نزدیکان.
وی به محور دوم را کشف نسبت نماز با شخصیت و سبک زندگی ایشان دانست و اینکه این ارتباط چگونه در آرامش، صبر، نظم، مسئولیتپذیری، شجاعت، تصمیمگیری و ارتباط با مردم خود را نشان داده است.
رجایی گفت: محور سوم، بازخوانی دیدگاههای نظری ایشان درباره نماز است؛ بهویژه تفاوت «نماز خواندن» و «اقامه نماز»، نقش خانواده و مدرسه و مسجد، جایگاه نسل نو، مسئولیت نهادهای فرهنگی و نقش رسانه.
پژوهشگر ارشد رسانه ادامه داد: محور چهارم، باید به وجه معرفتی و عرفانی نماز اختصاص پیدا کند؛ اینکه نماز در نگاه ایشان صرفاً تکلیف نیست، بلکه چه نسبتی با عبودیت، انس با خدا، حضور قلب، آرامش و معنای زندگی دارد.
استاد حوزه گفت: محور پنجم، شناخت نسل جدید است؛ باید بدانیم نوجوان و جوان امروز چه پرسشها، شبهات، موانع و تجربههایی درباره نماز دارد و کدام بخش از این سیره میتواند برای او معنا و ارتباط ایجاد کند.
مدرس دانشگاه بیان کرد: محور ششم، تفکیک مخاطبان است؛ مؤمن، علاقهمند، کاهل، تارک نماز، شبههزده و مخاطبی که اساساً با مسئله دین ارتباطی ندارد، نیازمند روایت و زبان یکسان نیستند.
وی افزود: محور هفتم، طراحی «بانک روایت» است؛ یعنی خاطرات، اسناد، تصاویر، دستنوشتهها، نمازها، موقعیتهای تاریخی و روایتهای معتبر گردآوری و بر اساس موضوعاتی مانند آرامش، شجاعت، مسئولیت، اخلاق و انس با خدا دستهبندی شوند.
رجایی ادامه داد و گفت: محور هشتم، تولید روایتهای متنوع است؛ مستند، فیلم کوتاه، سریال، پادکست، انیمیشن، برنامه گفتوگومحور و محتوای شبکههای اجتماعی، هرکدام میتوانند بخشی از این منظومه را با زبان مناسب خود روایت کنند.
تهیه کننده صدا و سیما به آخرین محور اشاره کرد و گفت: محور نهم، باید به «نماز در زندگی امروز» بپردازد؛ یعنی سیره ایشان صرفاً به گذشته تعلق نداشته باشد، بلکه پرسش این باشد که این تجربه چگونه میتواند برای نوجوان، دانشجو، کارمند، خانواده و مدیر امروز معنا پیدا کند.
حجت الاسلام رجایی اظهار کرد: در سرانجام، باید یک نظام ارزیابی وجود داشته باشد تا مشخص کند تولیدات رسانهای واقعاً چه تغییری در فهم، نگرش و تجربه مخاطب ایجاد کردهاند. اگر این حلقه پژوهش، روایت، تولید و ارزیابی شکل بگیرد، بازخوانی سیره عملی رهبر شهید از یک مناسبت رسانهای به یک پروژه مستمر فرهنگی تبدیل خواهد شد.



