«مناجات»؛ تازهترین سروده قائم مقام ستاد اقامه نماز در بیان شوق بندگی و بازگشت به آستان الهی

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز، سروده جدید دکتر سیداحمد زرهانی، قائم مقام ستاد اقامه نماز، با عنوان «مناجات» منتشر شد.
«مناجات» شعری عرفانی و معنوی که با زبانی روان و سرشار از مضامین توحیدی، عشق، بندگی، توبه و امید به رحمت الهی را به تصویر میکشد.
این سروده، گفتوگویی صمیمانه با پروردگار است که در آن شاعر با اعتراف به کاستیهای خویش، از لطف، کرم و رحمت بیپایان خداوند سخن میگوید و با طلب معرفت، رهایی از نفس، نورانیت دل و معراج نماز، مسیر بازگشت به سوی معبود را ترسیم میکند.
باسمه تعالی
مناجات
خداوندا تو را دیدم سبب ساز
گره از کار بنده می کنی باز
نه مستوری ، نه پنهانی ، عیانی
درخشان در زمین و آسمانی
نبیند گر ترا بیننده، کور است
وجودت آشکارا ، عینِ نور است
تو بالاتر ز درک این و آنی
به موسی گفته بودی لن ترانی
به تدبیر تو با لبخند باران
شکوفا می شود گل در بهاران
به فرمان تو هستی برقرار است
زمین سرمست گردش بر مدار است
به غیر از مهر تو کو سر پناهی؟
نجستم چون رهِ پاک تو راهی
کمک کردی ، چو من از پا نشستم
نراندی ، گر چه عهدم را شکستم
تو چون باران و من چون سنگ خارا
اثر کردی تو در من با مدارا
خطا کردم ، گذشتی از گناهم
نبستی در ، فراخواندی براهم
کنون باز آمدم با جان خسته
چو مرغی با پر و بال شکسته
خداوندا بنوشانم شرابی
که افروزد به جانم آفتابی
شرابی تا زند آتش به جانم
کند روشن به نور تو روانم
چنان مستم کن از میخانه خویش
که از خاطر برم خویش و کم و بیش
شراب عاشق شیدا، طَهور است
فرشته ساقی و پیمانه نور است
ز پا افتاده ای در راهم ای دوست
دو جرعه معرفت می خواهم ای دوست
تهی دستم ندارم زاد راهی
تفضّل کن رهانم از تباهی
ز کرّمنا اگر چه تاج دارم
ولی وحشت ز استدراج دارم
گهی در می زند شیطان خنّاس
گهی می افکند در سینه وسواس
من ازاین نفس سرکش می هراسم
از افتادن در آتش می هراسم
به طوق بندگی محتاجم امشب
نمازم را بکن معراجم امشب
دلم را کن منزّه با نگاهی
نشانم ده بسوی خویش راهی
مرا پر کن ز مهر روشن ِخویش
بپوشان بر روانم جوشن ِخویش
سپردم سر به درگاه بلندت
نمی خواهم رها گردم ز بندت
اسارت در کمندت شادی آرد
برای بنده ات آزادی آرد
تو آن سانی که می خواهم، الهی
مرا آنگونه سامان ده که خواهی
رهانم از گزند خود پرستی
که تا آگه شوم از راز هستی
هوا ظلمانی و کاشانه تنگ است
در این ویرانه کی جای درنگ است
همای گلشن اقلیم نورم
چرا از خانه جانانه دورم؟
خدای مهربانم ، آمدم باز
بیفکن در دلم آهنگ پرواز
از این صحرای حیرت برکشانم
کنار ساقی کوثر نشانم
سیداحمد زرهانی
سی ام تیرماه ۱۴۰۵



