اخباراردبیلگفتگوها
مسئول نهاد رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی:

مهم‌ترین تغییر رویکرد در دانشگاه‌ها، گذر از شعار به شعور و از گفتار به عرصه عمل است

اگر بتوانیم جذابیت‌های اصیل، جلوه‌های معنوی و زیبایی‌های درونی نماز را در فضای دانشگاه به‌درستی بازنمایی و تصویر کنیم، بی‌تردید قلب و دل پاک دانشجویان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان اردبیل، در آستانه برگزاری سی و سومین اجلاس سراسری نماز  با عنوان ” اقامه نماز در اندیشه و عمل رهبر شهید انقلاب اسلامی” توجه به راهکارهای ترویج فرهنگ نماز در دانشگاه ها و نقش این مراکز علمی در تربیت نسل نو اهمیت ویژه‌ای دارد.

در همین راستا، گفت وگویی با حجت الاسلام والمسلمین مصلح نیا، مسئول دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی انجام شده است که متن آن در ادامه می آید.

برای تبدیل نماز جماعت دانشگاه از یک برنامه رسمی به یک جریان فرهنگی جذاب برای دانشجویان چه باید کرد؟

برای تبدیل نماز جماعت دانشگاه به یک جریان فرهنگی جذاب، باید با ظرافت و درایتی فراوان عمل کرد؛ چرا که خودِ نماز در ذات خویش جریانی مستمر، زاینده، غیرتکراری و سرشار از زیبایی است.

اگر به مفاهیم و مناسک نماز بنگریم، عمق این زیبایی را درمی‌یابیم. برای نمونه، وضو به‌مثابه قطره‌ای است که به دریای وجودی که از آن جدا شده بازمی‌گردد؛ انسان با وضو گرفتن در پیشگاه پروردگار ابراز می‌دارد که ظاهر خود را پاک کرده تا مهیای طهارت باطن شود.

 سپس این عبادت والامقام با «تکبیر» و بزرگداشت حضرت حق آغاز می‌گردد و در نهایت با «سلام»، صلوات و آرزوی سلامتی و تعالی برای همگان به پایان می‌رسد.

اگر بتوانیم این جذابیت‌های اصیل، جلوه‌های معنوی و زیبایی‌های درونی نماز را در فضای دانشگاه به‌درستی بازنمایی و تصویر کنیم، بی‌تردید قلب و دل پاک دانشجویان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 تجلی این حقیقت در محیط علم و معرفت، نماز جماعت را به محوری برای همدلی، آرامش و جریان‌سازی فرهنگی در میان دانشگاهیان تبدیل خواهد ساخت.

نقش استادان دانشگاه در الگوسازی برای دانشجویان در موضوع نماز چیست و چگونه می توان حضور آنان در نماز جماعت را تقویت کرد؟

بی‌گمان استادان دانشگاه از مؤثرترین و کلیدی‌ترین مراجع فکری و رفتاری برای دانشجویان و جوانان محسوب می‌شوند. از این‌رو، استاد در نخستین گام باید رسالت خطیر و اثرگذار خود را به‌درستی درک و هضم نماید؛ چرا که تمام کنش‌ها، گفتار، رفتار، سکنات، نحوه حضور، غیبت و حتی نظمِ استاد به دلیل برخورداری از جایگاه برتر و هیمنه علمی، به‌طور مستقیم و عمیق بر ذهنیت و شخصیت دانشجو تأثیر می‌گذارد.

باید بدانیم که استادی، صرفاً انتقالِ ضبط‌گونه‌ی قوانین، فرمول‌ها و متون علمی نیست؛ بلکه استادی در حقیقت انتقال یک سبک زندگی درست، عقلانی و موحدانه به نسلی است که چشم به رفتارهای الگوی علمی خود دوخته است.

با توجه به این نقش کلیدی، عدم حضور برخی از اساتید در نماز جماعت چه پیامدهایی دارد و چه موانعی ذهنی در این مسیر وجود دارد؟

متأسفانه گاهی برخی از اساتید دچار توهمات و ذهنیت‌های منفی و نادرستی می‌شوند؛ برای نمونه ممکن است این تصور نادرست پیش بیاید که حضور در نماز جماعت، حرکتی نمایشی برای ارتقای فرهنگی، جلب توجه یا کسب امتیازات اداری است. همین ذهنیت‌های کاذب، آنان را از انجام رسالت واقعی بندگی محروم ساخته و مانعی برای بهره‌مندی از این فیض عظیم می‌شود.

چگونه می توان میان مسجد دانشگاه و مساجد محله ارتباط ایجاد کرد تا دانشجویان پس از ورود به دانشگاه نیز ارتباط خود با مسجد را حفظ کنند؟

حقیقت آن است که پیوند میان مسجد دانشگاه و مساجد محله، یک ارتباط مستقیم، زنده و کاملاً دوسویه است که بر یکدیگر اثر متقابل دارند.

در گام نخست، این بستر در مساجد محلات شکل می‌گیرد؛ نوجوانی که در مسجد محله حضور یافته، انس با نماز را تجربه کرده و طعم شیرین آرامش و معنویت را چشیده است، پس از ورود به فضای علمی و آکادمیک، این پیوند مبارک را از دست نمی‌دهد و همان تجربه معنوی را با مسجد دانشگاه استمرار می‌بخشد. در واقع، مسجد محله پشتوانه فکری و ایمانیِ دانشجو در بدو ورود به دانشگاه است.

در جهت عکس این مسیر، حضور دانشجویان در مساجد محلات چه برکات و آثار ملموسی برای جامعه و خود دانشگاهیان خواهد داشت؟

دقیقاً نکته حائز اهمیت همین سویه دوم است. دانشجویان ما نباید در حصار دانشگاه محصور بمانند؛ بلکه شایسته است با برنامه‌ریزی هدفمند در مساجد محله‌ها حضور یابند. این حضور دو ثمره بسیار بزرگ دارد: نخست آنکه ارتباط معنوی و عبادی دانشجو را با بدنه جامعه زنده نگه می‌دارد، و دوم اینکه او را به‌صورت چهره‌به‌چهره با نیازها، فهم، بینش و انتظارات واقعی مردم از قشر دانشگاهی آشنا می‌سازد.

وقتی این ارتباط برقرار شد، بزرگ‌ترین دستاورد دانشگاه یعنی مسئولیت اجتماعی علم محقق می‌شود؛ چرا که باعث می‌گردد دانشجو مسیر تولیدات علمی، مقالات و پایان‌نامه‌های خود را به سمت حل معضلات عینی جامعه سوق دهد. در این صورت، علم و تخصص دانشگاهی، مستقیماً در خدمت برطرف ساختن نیازهای فکری، مادی، معنوی و معیشتی مردم قرار خواهد گرفت و مسجد دانشگاه و مسجد محله، به کانون پیوند علم و ایمان و خدمت به خلق تبدیل خواهند شد.

در عصر حاضر، نسلی که پرسش‌ها و شبهات نوینی درباره دین و نماز دارد، در فضای دانشگاه با معضل های فکری گوناگون مواجه است. از دیدگاه جناب‌عالی، برای گفتگوی آزاد و پاسخگویی علمی و اقناعی به این پرسش‌ها، چه رویکرد و برنامه ای باید در پیش گرفت؟

برای برطرف کردن شبهات و پرسش‌های نوین درباره دین و نماز، نخستین و اساسی‌ترین گام، فراهم ساختن یک گوش امین و شنوا است؛ گوشی که بدون قضاوت و پیش داوری، صحبت‌های دانشجو را به‌انصاف بشنود و دانشجو شبهاتش را با آزادگی، حریت و بدون ترس مطرح کرده و پاسخ دریافت کند.

به باور من، مشکل فعلی و اصلی ما، کمبود همین «گوش امین و دلسوز» در محافل دانشگاهی و حتی مسجدها است؛ نه لزوماً کمبود پاسخ. فضای کنونی به‌گونه ای است که بسیاری از دانشجویان، در معرض بمباران فکری و ترکش‌های شبهه‌آلود قرار گرفته‌اند و روحشان مجروح گردیده است. چنین دانشجویی، به طبیب دوار و دست دلسوزی نیاز دارد که زخم‌های روحی او را پانسمان کند. وقتی آن جوان درک کند که شنیده می‌شود، مقبول است و بر او قضاوت نمی‌شود، دیگر هیچ ترس و تریدی ندارد؛ آنگاه با آزادگی، حریت و بین قید و شرط، شبهات خود را بر زبان می‌آورد و در فضای امن و سازنده، پاسخ درست را دریافت می‌دارد.

در ساختار دانشگاه‌ها، مجموعه‌های خودجوش دانشجویی اعم از تشکل‌ها، کانون‌های فرهنگی، انجمن‌های علمی و گروه‌های جهادی همواره بازوی پرتوان تحولات فرهنگی بوده‌اند. به نظر جناب‌عالی، چگونه می‌توان از ظرفیت بی‌بدیل این مجموعه‌ها در مسیر ترویج فرهنگ نماز و تقویت حضور دانشجویان در صفوف جماعت بهره جست؟

بدون تردید، تشکل‌های دانشجویی، انجمن‌های علمی و گروه‌های جهادی از پویاترین و مؤثرترین ظرفیت‌های درون‌دانشگاهی به شمار می‌روند. این مجموعه‌ها می‌توانند با یک برنامه‌ریزی منسجم، همفکری هدفمند و هم‌افزایی همه‌جانبه، هم زمینه حضور فعال اعضای خود و هم بستر مشارکت گسترده عموم دانشجویان را در نماز جماعت فراهم آورند.

مزیت بنیادین این نهادها در این نکته نهفته است که اعضای تشکل‌ها، دقیقاً از جنس خود دانشجو هستند و در متن و بدنه جامعه دانشگاهی زیست می‌کنند. تجربه و منطق ارتباطی نشان داده است که دعوت، پیام و اثرگذاریِ یک هم‌سال و هم‌دانشگاهی، به‌مراتب عمیق‌تر، ملموس‌تر و ماندگارتر از بخشنامه‌ها و اقدامات سازمانیِ متولیان و مدیران دانشگاهی است.

در فضای دانشگاه، گروهی از دانشجویان هستند که به دلیل شرایط خانوادگی، ارتباط کمتری با نماز و جماعت دارند. از دیدگاه جناب‌عالی، برای دعوت غیرمستقیم، اقناعی و جذاب این قشر، چه روش‌ها و رویکردهایی را کارآ و مؤثر می‌دانید؟

نخست باید بدانیم که دانشجویی که در خانواده و در ایام نوجوانی، توفیق ارتباط با نماز را نیافته، از شرایط پیچیده‌تری برخوردار است؛ ما اینجا به الگویی عظیم باید رجوع کنیم که در سیره رسول اکرم (ص) تجلی دارد.

از بزرگ‌ترین اوصاف پیامبیر اعظم (ص)، صفت «طبیب دوار» بود؛ یعنی ایشان هرگز منتظر نمی‌ماند که بیمار و مجروح به مطب او مراجعه کند، بلکه برعکس، خود با تواضع و محبت، به سرواغ تمام بیماران و مجروحان روحی می‌رفت. امروز نیز ما باید همین روش در فضای دانشگاه به کار بندیم و خود به سرواغ دل‌های دانشجویان بشتابیم.

روشن است که جوانان از فطرت پاک و الهی برخوردارند. اگر ما با حوصله و ظرف و به‌صورت خالصانه و فقط برای خوشنودی حضرت حق، و نه برای اثبات خود و غرض‌های شخصی، دست محبت بر دل مجروح و پرشبهه آنان بنهیم، بی‌تردید به مرور زمان، آنان خود پذیرش و اقرار خود را اعلام خواهند کرد.

اگر بخواهیم مطالبه امام شهید درباره نماز نسل جوان را در دانشگاه ها عملی کنیم، دانشگاه باید در درجه اول چه تغییری در رویکرد فرهنگی خود ایجاد کند؟

برای تحقق منویات و مطالبات آن امام شهید، نخستین و مهم‌ترین تغییر رویکرد در دانشگاه‌ها، گذر از شعار به شعور و از گفتار به عرصه عمل است.

اگر به سیره بزرگان انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و شهدای گرانقدرمان نگاهمان را معطوف سازیم، می‌بینیم که آنان صرفاً سخنران نبودند؛ شاید تنها یک درصد از حیات بابرکت آنان در قالب گفتار بود و مابقی تماماً عمل، رفتار و زیست مؤمنانه بود.

 به همین دلیل بود که دل‌ها را فتح کردند و ملتی شیفته و دلداده آنان شد. ملتی که بیش از ده‌ها سال در سخت‌ترین میدان‌ها ایستادگی کرده، دلداده رهبر و شهیدانی است که با تمام وجود باورهایشان را زندگی کردند، در شوق شهادت اشک ریختند و سرانجام خدای متعال آنان را به آرزوی والایشان رساند.

نماز طناب متصل و مستحکمی است که یک سرِ آن در دست قدرت پروردگار و سر دیگر آن در دست بنده است؛ ابزاری است بس عظیم که انسان با آن به معراج، عروج و تعالیِ روحی دست می‌یابد. دانشگاه باید این نگرش را جا بیندازد که نماز یک «نیاز واقعی و حیاتی» است، نه صرفاً یک عادت، تکلیف اداری یا مراسم عبادی خشک. نماز همان حقیقتِ روح‌بخشی است که انسان را در وسط تلاطم‌ها، غفلت‌ها و روزمرگی‌های زندگی نو (رفرش) می‌سازد و او را در مسیر مستقیم بندگی ثابت‌قدم نگه می‌دارد.

کافی است به فلسفه تکرار حداقل ده باره‌ی آیه مبارکه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» در نمازهای روزانه بیندیشیم. این تکرار مداوم، نشان‌دهنده عظمت و اضطرار این درخواست از آستان ربوبی است. بیان و درک همین یک نیاز – یعنی طلب هدایت به صراط مستقیم که اگر خداوند دست انسان را بگیرد، نه در زمره «مغضوب علیهم» قرار می‌گیرد و نه «ضالین» – برای همراهی و انس دائمی جوان با نماز کفایت می‌کند.

امام راحل، امام شهید ما، این حقیقتِ ملکوتیِ نماز را در ذره‌ذره حیات خود عمل کردند، تجسم بخشیدند و نشان دادند و از همین مسیر به اوج معراج انسانیت دست یافتند. دانشگاه اگر بخواهد رویکرد فرهنگی خود را تحول بخشد، باید نماز را نه به عنوان یک برنامه در حاشیه، بلکه به عنوان سبک زندگی و راه نجات و عروج نسل جوان به تصویر بکشد و متولیان آن خود پیشگام عمل به این حقیقت باشند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مسئول نهاد رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی:
دکمه بازگشت به بالا