مقالات و یادداشت ها

فلسفه و حکمت رکوع و سجده در نماز

واژه ی رکوع در لغت به معنی خم شدن و تعظیم نمودن و پایین انداختن سر است و در اصطلاح فقهی، بخشی از نماز است که طیِ آن، نمازگزار تا حدی خم می شود که انگشتان دست به زانو برسد. رکوع به منزله ی نمادی از عبودیت و یکی از ارکان فریضه ی نماز، در ده آیه از آیات قرآن کریم مورد سفارش و تأکید قرار گرفته است. سجده نیز به عنوان یکی دیگر از ارکان نماز، در لغت به معنى ابراز تذلّل و خضوع است و در اصطلاح فقهی، عبارتست از نهادن پیشانی بر خاک به منظور خاکساری و تعظیم خدای تعالی. در این مقاله بنا داریم به فلسفه و حکمت رکوع و سجده در نماز بپردازیم. با ما همراه باشید.

ماهیت رکوع

ركوع آن قسمت از نماز است كه نمازگزار پس از پايان قرائت سوره توحید، به نيّت خضوع و تعظيم در برابر فرمانِ الهی و شوکت و عظمت پروردگار، تا حدى خم شود كه دست‏ها به زانوها رسیده، كمر صاف باشد و گردن به صورت كشيده قرار بگیرد.

امیر المؤمنین علی علیه السلام در بخشی از خطبه 193 نهج البلاغه، پس از توصیف جلوه های نماز متقین و پرهيزكاران، به  دو ركن ركوع و سجود آنان پرداخته و مى فرمايد: «فَهُمْ حَانُونَ[1] عَلَى أَوْسَاطِهِمْ[2]، مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ[3] وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ، وَ أَطْرَافِ[4] أَقْدَامِهِمْ، يَطْلُبُونَ إِلَى اللهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ[5] رِقَابِهِمْ»؛ همانا آنان کسانی هستند که قامت خود را در پيشگاه خداوند خم نموده و به ركوع مى روند و پس از آن، پيشانى و كف دست ها و سر زانوها و نوك انگشتان پا را به هنگام سجده کردن بر زمين مى گسترانند و رهایی و آزادى خويش را از محضر خداوند متعال درخواست مى نمایند.

تعبيراتى كه امیر المؤمنین درباره ارکان ركوع و سجده بيان فرموده اند، تعبيرات زيبا و تأمل برانگیزی هستند كه انسان را به چیستی و چرایی اين ارکان آگاه مى سازند؛ تعظیم در برابر خداوند متعال و ساییدن پيشانى و دست ها و پاها بر زمين در برابر شکوه و عظمت پروردگار جهان، همراه با اخلاص و حضور قلب، شکوهی از زیباییِ معنويت را در پی دارد و نکته قابل توجه اين است كه امام، هدف نهايى از انجام این ارکان را رهایی و آزادسازى گردن ها از یوغ اسارت و رنج حصر بيان فرموده است.

سؤالی که در اینجا پیش می آید این است که آيا مراد از این تعبیر، صرفاً آزادی از گرفتار شدن در آتش دوزخ است يا آزادی از هر گونه اسارت، اعم از گرفتار شدن در دام هواى نفس و وسوسه های شيطان و انسان هاى پلید و شيطان صفت را نیز شامل می شود؟ در پاسخ چنین تفسیر شده است که این تعبير امام علی عليه السلام، مطلق است و شامل هرگونه اسارت و گرفتاری می شود؛ هر چند که در متن ادعیه و احادیث و روايات، بطور معمول چنین بوده كه بعد از عبارت فِكاكَ رَقَبَة، واژه مِنَ النّارِ، ذكر شده است.

فلسفه رکوع در نماز

در باب فلسفه و حکمت رکوع در نماز به موارد عدبده ای می توان اشاره کرد. از آن جمله است:

برترین نشانه ی تعظیم و تأیید عظمت خداوند

ركوع، جلوه گر خضوع و فروتني بنده است در برابر قدرت لایزال الهی و مهر تأییدی بر اینکه قدرت او فراتر از همه ی مخلوقات و موجودات عالم است. بنده ی مسلمان، از آنجایی که پروردگار را برترين و والاترین قدرت ها مي داند، در برابر او سر تعظیم فرود آورده و ركوع مي كند و چون هيچ موجودي را جز خداوند متعال، شایسته ی خدایی و کرنش نمی بیند، در مقابل هيچ كس جز ذات اقدس الهی سر خم نمي كند.

رهایی از كبر و خودخواهي

شخص نمازگزار، در هر جایگاه و پست و مقامی که باشد، به دور از هرگونه تکبر و نخوت، در برابر معبود بی همتای خود سر خم می کند و به این طریق، روحيه تکبر و خودخواهي را از خود دور می سازد و فطرت الهی خويشتن را از آتش کبر و منیت و غرور مي رهاند.

امتحان و آزمايش انسان ها

فرمان به انجام ركوع در نماز، نوعی آزمايش و امتحان الهی است برای انسان که تا چه اندازه مطیع اوامر و فرامین خدای تعالی است. نماز خواندن و ركوع کردن در ظاهر برای انسانِ راحت طلب عملي دشوار به حساب می آید علی الخصوص براي صاحبان مکنت و ثروت! بر این اساس، تنها کسانی از این آزمون سربلند و شایسته بیرون می آیند که فرمان بردار بی چون و چرا و مطیع فرمان هاي الهي باشند، که طبق فرموده ی خداوند متعال در قرآن کریم، رکوع کنندگان از این دسته هستند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[6]؛ ای اهل ایمان، در برابر خدا رکوع و سجود آرید و (با توجه و بی‌ریا و خالص) پروردگار خود را پرستید و کار نیکو کنید، باشد که رستگار شوید.[7]

فلسفه و حکمت رکوع و سجده در نماز

وجه تمایز مسلمانان از پیروان سایر ادیان

عمل ركوع و خم شدن و تعظیم در فریضه ی نماز، نشان انحصاری دين مبین اسلام است، نشانی که مایه مباهات اسلام و مسلمین است. بر این اساس می توان گفت که رکوع و سجده و نماز، اعمالی هستند که مسلمانان را از سایر ملت ها و پیروان ادیان متمايز مي كنند.

تسبیح و تقدیس خداوند

با ذکر «سبحان ربی العظیم و بحمده» نمازگزار، اقرار به پاکی و تنزیه خداوند از همه ی عیوب و نواقص می کند و ستایش را مخصوص خدایی می داند که برتر و والاتر از هرکس و هرچیز است.

استواري در ایمان به خدا

طبق فرموده ی امیر المؤمنین علی علیه السلام؛ مفهوم كشيدن و صاف نگه داشتن گردن در هنگام ركوع، اين است كه همانا من، در قامت نمازگزار در ايمانِ به خدای خود ثابت قدم و استوار هستم حتی اگر در این راه گردنم زده شود. و مفهوم سر برداشتن از ركوع و گفتنِ ذکر «سمع الله لمن حمده»؛ اين است كه؛ یقین دارم پروردگارم حمد و ثناي  مرا مي شنود، همان خدايي كه انسان را از نيستي و عدم، به وجود آورده و پرورش داده است.

هم نوایی با فرشتگان و تسبیح کنندگان الهي

تمام هستی در حال تسبیح و عبادت خدای تعالی هستند. جمیع ملائکه نیز در این اجتماع با رکوع کنندگان رکوع می کنند و با سجده کنندگان، سجده می نمایند. برخي نیز پیوسته در ركوع و برخی دیگر هميشه در سجودند.

حضرت علی علیه السلام مي فرمايد: «عده اي از ملائک در ركوع اند و سجود. و صف كشيدگان و تسبيح گويان، بدون خستگي اند».[8]

خداوند متعال در قرآن کریم مي فرمايد: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ ۚ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ۗ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا»[9]؛ هفت آسمان و زمین و هر آنچه که در آنهاست همگی به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و هیچ موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را متوجه نمی شوید. همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است.[10]

قيام و سربرداشتن از ركوع نشانه ی اختصاص آن به ذات خداوند

«نيت انسانِ نمازگزار در انجام اين عمل بايد اين باشد كه منِ خاضع و خاشع در برابر پروردگار جهانیان، به خواست و یاریِ خداوند بر دشمنان او گردن خواهم افراخت و برتري خواهم جست، به هنگام گفتن تكبير، آن هنگام که دست ها را بلند کرده و اقرار می کنم که خدا بزرگتر است، از تواضع و تعظیم در مقابل دشمنان پروردگارم تبري می جویم.

مستحب است که نمازگزار در هنگام ركوع، پشت خود را کاملاً صاف نگه دارد و گردنش را بكشد؛ با اين قصد و نيت كه؛ به راستی که من به تو ايمان آورده ام، حتی اگر گردنم زده شود.

سپس سر را از رکوع بلند می كند، به اميد آنکه كه این تسبیح و تقدیس و حمد و ثنا در درگاه الهي مقبول واقع شود. به حول و قوه الهی، بر دشمنانِ حق غالب آيد و به اين اميد، اين ذكر را بر زبان جاری می کند كه:«سمع اللّه لمن حمده»؛ هر كس كه حمد و ستايش خداوند متعال را نماید، خداوند آن را مي شنود».[11]

سفارش به رکوع در روایات

در احادیث و روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر اهمیت و جایگاه ویژه ی رکوع تأکید شده و به طولانی کردن آن مگر در نمازهای جماعت[12] توصیه شده است.[13]

امام صادق عليه السلام فرموده اند: «عَلَيكُم بِطُولِ الرُّكوُع و السُّجُودِ فَاِنَّ اَحَدَكُم اِذَا اَطَالَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ اِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ فَقَالَ يَا وَيلَه اَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ اَبَيْتُ»[14]؛ بر شما باد طولانى كردن ركوع و سجود؛ زيرا وقتى كه يك نفر از شما ركوع و سجده خود را طولانى نماید، ابليس از پشت سر او فریاد بر می آورد که، واى بر من، او اطاعت كرد و عصيان كردم، او سجده كرد و من إبا نمودم.

امام محمد باقرعليه السلام نيز در این زمینه فرموده اند: «مَن اَتَمَّ رُكُوعَه لَم يَدْخُلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ»[15]؛ كسى كه ركوع خود را تماماً به جاى آورد و حق آن را ادا كند، وحشت قبر به او راه پيدا نكند.

رکن بودن رکوع در نماز

عمل رکوع، علاوه بر اینکه جزء واجبی از فریضه ی نماز است، از ارکان نماز نیز به شمار می‌آید و در هر رکعت از نماز(اعم از واجب و مستحب) یک بار انجام می‌گیرد. البته به جز نماز آیات که در هر رکعت پنج رکوع دارد.[16]

ارکان نماز به اجزائی اطلاق می شود که ترک یا کم و زیاد کردن آنها، چه از روی عمد و چه از روی فراموشی و سهو، موجب بطلانِ نماز می‌شود.[17]

برخی از فقیهانِ ادوارِ گذشته، میانِ رکن بودن رکوع در دو رکعت اول و دو رکعت آخر تفاوت قائل شده و گفته‌اند که: اگر در دو رکعت آخر، رکوع را به صورت غیر ارادی و ناآگاهانه فراموش کرده و انجام نداده است و پس از انجام هر دو سجده متوجه اشتباه خود شود، می‌تواند برگردد و عمل رکوع را به جای آورد و سجده‌ها را نیز دوباره انجام دهد. در این صورت نمازش صحیح است. البته این دیدگاه، برخلاف نظر مشهور فقها و مراجع تقلید در عصر حاضر است.[18]

ماهیت سجده

سجده از اجزای واجب نماز است و مجموع هر دو سجده در یک رکعت از نماز، رکن است و ماهیت و حقیقت آن نهادن جبین بر زمین است به نیت تعظیم در برابر خداوند متعال.

سجده، نشان خاكسارى و اوج فروتنی در برابر پروردگار و نیز عالى‏ترين مرتبه و نماد بندگی و عبوديت است. انسانِ نمازگزار با رفتن به سجده، در نهایت تذلل و خاکساری خود را در صف همه ی مخلوقات تسبیح گوی قرار می دهد و همصدا با کل عالم هستی می شود:«وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ»[19]؛ (نه تنها سایه‌ها، بلکه) تمام آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان وجود دارد، و همچنین فرشتگان، برای خدا سجده می‌کنند و تکبّر نمی‌ورزند.[20]

سجده عالیترین و باشکوهترین حالت بنده است كه در آن انسان به خدای خویش نزديك مي شود.

فلسفه و حکمت رکوع و سجده در نماز

معنا و مفهوم سجده

سجده، رمز ادوار چهارگانه زندگي و حیات انسان است. چنانچه حضرت علي علیه السلام مي فرمايد: سجده اول، به این معنی است كه من از خاكم، سر برداشتن از سجده اول، رمز حیاتِ دنیوی است. رفتن به سجده دوم، رمز موت و در خاك خفتن است، و سربرداشتن از سجده دوم، رمز محشور شدن و زنده شدن پس از مرگ است .[21]

چنانچه خداوند در قرآنِ کریم می فرماید:« مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فيها نُعيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‏» [22]؛ ما شما را هم از این خاک آفریدیم و هم به این خاک بازمی‌گردانیم و هم بار دیگر (روز قیامت) از این خاک بیرون می‌آوریم.[23]

امیر المؤمنین، علی علیه السلام، معنا و مفهوم سجده را به زیبایی توصیف فرموده اند: «سجود جسمانى عبارت است از، گذاشتن قسمتهاى شريف صورت بر خاك و نهادن كف دستها و نوك پاها به زمين، با خشوعِ قلب و نيّتِ خالص و سجود روحانى ، خالى كردن دل است از امور فانى و روى آوردن با تمام وجود به آنچه ماندنى و جاويدان است و بركندن لباس كبر و غرور و بريدن علايق وتعلّقات دنيوى و آراسته شدن به خُلق و خويهاى نبوى .[24]

سفارش به سجده در روایات

پيامبر خدا صلى الله در باب فضیلت سجده می فرمایند : «إنّ العبدَ إذا سَجَدَ للّه ِ سَجدةً ، طهَّرَ اللّه ُ موضِعَ سُجودِه إلى سبعِ أرَضين»؛ هنگامی که بنده براى خدای تعالی سجده اى بگذارد، پروردگار جايگاه سجودش را تا ژرفاى زمين هفتم  پاك و طیب مى گرداند .[25]

امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسش سعيد بن يسار كه از ایشان پرسيد: در چه حال، دعا کنم؟ در حال ركوع يا سجود؟ فرمودند: «آرى ، در حال سجده دعا كن؛ زيرا نزديكترين زمان بنده به خداوند زمانى است كه در سجده است. [ در آن حال ] براى دنيا و آخرتت به درگاه خداوند عزّ و جلّ دعا كن. [26]

در فضیلت اطاله ی سجود

امام صادق علیه السلام فرموده اند: «بر شما باد به طولانى كردن ركوع و سجود؛ زيرا وقتى كه يكى از شما ركوع و سجده خود را طولانى كند، ابليس از پشت سر او ندا سر می دهد که، واى بر من، او اطاعت كرد و من عصيان كردم، او سجده كرد و من إبا نمودم.»[27]

حضرت امام باقرعليه السلام در این باره فرموده اند: «مَن اَتَمَّ رُكُوعَه لَم يَدْخُلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ»؛ كسى كه ركوع خود را تماماً به جاى آورد و حق آن را ادا كند، وحشت قبر به او راه پيدا نكند.[28]

اینطور که از روایات و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام بر می آید، شيطان بیش از هرکس و هرچیز، به عبادت سجده حساس است؛ زيرا او به دلیل امتناع از همین فرمان (فرمانِ سجده) رانده و مغضوب درگاه الهی شد.

در روايتى از امام على عليه السلام اینگونه آمده كه سجده را طولانى كنيد، زیرا كه عملى سنگين تر بر ابليس نيست كه ببيند انسانى در حال سجده است، زيرا او امر به سجده شد ولی عصيان كرد.[29]

همانا طولانى كردن سجده، رسم و آئين امامان و بزرگان دین و سنّت توابین است چرا که سجده، معاصی و گناهان را مى ريزد، همانطور که باد، برگ درختان را می ریزد؛ سجده عالیترین مرتبه از عبادت فرزندان آدم است.[30]

فلسفه ی سجده در نماز

یقیناً سجده و افتادن در خاک در برابر کردگار، از بارز ترین نمادهای بندگى و تسلیم و خضوع بنده در برابر خالقِ هستی است  و از طریق سجده، شخصِ مؤمن، خاکساری و بندگى خود را در پیشگاه معبودِ یکتا ابراز مى کند، خداوند متعال نیز این عبادت و فروتنى را از جانبِ بنده اش ارج مى نهد و برکات و فیوضات بیکران خویش را بر بنده ساجدش عرضه می دارد، بر این اساس است که روایات و احادیثِ اولیای الهی، نزدیک ترین حالت تقرب بنده به معبود هستی را حالت سجود می دانند.

همانطور که نماز در میانِ سایرِعبادت ها سرآمد است و به منزله ی معراجى برای شناخت شخصِ باایمان از کافرِ بی ایمان شناخته می شود، سجده نیز که یکى از ارکانِ فریضه ی نماز است، بهترین وسیله براى اعلام بندگى و عبودیت در برابر خداوند متعال است. و در این مسیر، هیچ چیز مانند سجده بر خاک و سنگ و سنگریزه، نمی تواند اوج تذلل و خاکساری را نشان دهد.نیست، زیرا در این موارد، خضوع و فروتنى بیشتر از حصیر و گلیم و بوریاست، چه رسد به سجده بر فرش هاى نفیس و سجاده های ابریشمی و … . البته درست است که همه اینها سجده است، اما یقیناً عبودیت و بندگی در سجده بر خاک و سنگ و زمین بیشتر متجلّى است.

شیعیان به خاکساری و سجده بر زمین (خاک و سنگ و …)  در  هنگامه ی قامت بستن برای ادای نماز درسفر و حضر متعهّد هستند و از آن عدول نمى کنند مگر در مواردی که سجده بر آنها منع شده باشد. آنان  سجده را بر آنچه که از زمین مى روید، صحیح می دانند به شرط اینکه خوردنى و پوشیدنى نباشد و سجده بر غیر زمین و غیر آنچه را که از زمین روییده است، صحیح نمى دانند و این آیین، پیروى از سنّتى است که به صورت متواتر و معتبر از پیامبر عظیم الشأن اسلام و ائمه اطهارعلیهم السلام و اصحاب و یاران ایشان روایت شده است.

چنانچه وقتی هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام درباره فلسفه و حکمت سجده بر زمین پرسید، حضرت در پاسخِ وی فرمود: «سجده نماد خضوع و فروتنی در برابر خدا است و هرگز سزاوار نیست که نمازگزار بر خوردنی ها و پوشیدنی ها سجده نماید زیرا خوراک و پوشاک، معبودِ دنیاپرستان و ثروت اندوزان است، بنابراین نباید بر چیزی که معبود و محبوبِ دنیا پرستان است سجده نمود، در حالی که سجده بر خاک و سنگ و زمین، بالاترین و برترین مظهر خضوع و فروتنی در برابر خداست.[31]

رکن بودن سجده در نماز

سجده در همه رکعت های نماز، اعم از واجب و مستحب، دو سجده است و ترک یا کم و زیاد کردن آن دو از روى عمد، سهو و یا جهل موجب باطل شدن نماز است. اگر هر دو سجده، در یک رکعت از نماز، فوت شود نماز باطل می شود، و چنانچه یکى از سجده ها سهواً ترک شود، اگر پیش از رکوع رکعتِ بعد یادش بیاید که سجده را فراموش کرده، به جا آورد و اگر پس از وارد شدن در رکوع به خاطر آورد، بعد از پایانِ نماز باید قضای آن را به جا آورد و پس از آن، دو سجده سهو انجام دهد.

البته بطلان نماز با افزایش دو سجده به صورت عمدی یا سهوی، مختص نماز واجب است. در نمازهای مستحب، زیاد کردن دو سجده به صورت سهوی موجب بطلان نماز نمى‌شود؛[32][33][34]

هرچند برخى از علما، در عدم بطلان نماز به زیاد کردن سجده به طور سهوى اشکال کرده‌اند.[35]

کلام آخر

رکوع ها و سجده های انسان مؤمن در این دنیا، تمرین و مقدمه ای است برای رکوع و سجودِ او در سرای آخرت. آن کس که برای خالق بی همتای خود در این دنیا رکوع و سجود نکند، در آن جهان نیز قادر بر این امر نخواهد بود. چنانچه خداوند بزرگ در قرآن کریم می فرماید: «یوم یُکشفُ عن ساق و یُدعَونَ الی السجود فلا یَستطیعون.»[36]؛ [یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند![37]

بنابراین، سزاوار است تا زمانی که از نعمت حیات بهره مندیم کمرِ تعظیم به رکوع خم کرده و پیشانی بندگی بر خاک بساییم تا مگر به مقام قرب الهی نائل شویم.

جهت مشاهده سایر مقالات و نوشته های نمازی میتوانید روی مقالات نمازی کلیک کنید.
کاری از تحریریه ستاد اقامه نماز

پی نوشت ها

  1. حانون به معناى پيچيدن و دو لا كردن چيزى است، بر این اساس حانون، جمع کلمه ی حانى و به معناى كسى است كه كمر خود را خمیده مى كند؛ انحنا نیز از همين ريشه گرفته شده است.
  2. اوساط جمع کلمه وسط در اينجا به معناى كمر آمده است.
  3. جباه جمع کلمه جبهه به معنی پيشانى آمده است.
  4. اطراف، جمع کلمه طرف به معناى کناره و نوک هر چيزى را مى گويند و در اينجا، يعنى نوك انگشتان كه در موقع سجده بر زمين مى گذارند.
  5. فكاک و فک به معناى رها ساختن و آزاد نمودن و جدا كردن آمده است.
  6. سوره حج، آیه 77
  7. ترجمه مهدی الهی قمشه ای
  8. ميزان الحكمة، ج 5، ص 395؛ ملا محسن فيض كاشاني، ترجمة الصلاة، ص 46.
  9. سوره اسرا، آیه 44
  10. ترجمه مهدی الهی قمشه ای
  11. ابراهیم ارشادی، اسرار فروع الدين، ص 223.
  12. تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۷۷
  13. کافی، ج ۲، ص ۷۷
  14. مستدرك سفينه البحار، نمازى شاهرودى، على‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1418 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏4، ص 189، ماده «ركع».
  15. همان
  16. پورتال انهار
  17. همان
  18. مستمسک العروة، ۷/۲۶۹ ۲۷۱.
  19. سوره نحل، آیه 49
  20. ترجمه آیة الله مکارم شیرازی
  21. بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۹.
  22. سوره طه، آیه 55
  23. ترجمه مهدی الهی قمشه ای
  24. غرر الحكم : ۲۲۱۰ ـ ۲۲۱۱
  25. كنز العمّال : ۱۹۰۰۹
  26. بحار الأنوار : ۸۵/۱۳۱/۶
  27. مستدرك سفينه البحار، نمازى شاهرودى، على‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1418 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏4، ص 189، ماده «ركع».
  28. همان
  29. الإحتجاج على أهل اللجاج، طبرسى، احمد بن على‏، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، نشر مرتضى‏، مشهد، 1403 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏1، ص 247 –  بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج ‏65، ص 265، الأخبار.
  30. مستدرك سفينه البحار، نمازى شاهرودى، على‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1418 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏4، ص 474، ماده «سجد»
  31. بحار الانوار، ج 82، ص 147، باب مايصح السجود عليه.
  32. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۳، ص۳۱۶.
  33. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۹، ص۷۳.
  34. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الأحکام فی بیان حلال و الحرام، ج۸، ص۳۹۰-۳۹۲
  35. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۷، ص۵۸۴-۵۸۵.
  36. سوره قلم، آیه 42
  37. ترجمه انصاریان

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا