بهترین راه گفتمان دینی با نسل جدید از طریق شناخت دقیق و محیطی که در آن رشد کرده می باشد

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز خراسان رضوی، در راستای توسعه و ترویج فرهنگ اقامه نماز، روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان در خصوص نماز نسل نو با دکتر محمدی مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و دادهکاوی شناخت در روز چهارشنبه سیزدهم خردادماه گفتگو کرد.
ذائقه نسل نو را چگونه تعریف میکنید و بهترین راه گفتمان دینی با آنان چگونه باید باشد؟؟
دکتر محمدرضا محمدی مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و داده کاوی شناخت گفت: برای پاسخ به این سوال، بهتر است اول بگوییم که ذائقه افراد چطور شکل میگیرد. پژوهشگران جامعه شناسی مختلفی صرفا بر بررسی همین موضوع تمرکز کردهاند. یکی از پاسخ های رایج به این سوال این است که ذائقه افراد، یعنی چگونگی فکر کردن، پسندیدن، انتخاب کردن و … متأثر از محیط است. این محیط هم محیط فیزیکی است و هم محیط اجتماعی. فرایند شکلگیری ذائقه افراد هم پیوسته و آرام است. بنابراین تفاوت در محیط رشد منجر به تفاوت در ذائقه هم خواهد شد. گاهی این تفاوت در بستر مکان و گاهی در طول زمان است.
وی ادامه داد: با در نظر گرفتن همین میزان اطلاع از چگونگی شکلگیری ذائقه، حتماً خواهیم گفت که نسلهای جدید احتمالاً ذائقه متفاوتی خواهند داشت؛ چرا که محیط رشد آنها نسبت به گذشته تغییرات محسوسی داشته است. این موضوع مختص به ایران نیست. اصطلاح نسل z که در دنیا مشهور شده است، اشاره به نسلی دارد که نسبت به پیشینیان خودش، در محیط متفاوتی رشد یافته است.
دکتری جامعه شناسی افزود: یکی از تفاوتهای محیطی، این است که این نسل از ابتدا در دنیای اینترنت یا دنیای آنلاین زندگی کرده است و همین موضوع، منجر به تفاوتهای محسوسی در ویژگیهای شخصیتی آن شده است. البته اصطلاح نسل z را نمیتوان بی مهابا و راحت به جامعه ایران هم اطلاق کرد. ما باید برای شناخت دقیق نسل جدید، خودمان مطالعات دقیق انجام دهیم و تفاوتهای احتمالی را کشف کنیم.
مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و داده کاوی شناخت اضافه کرد: آخرین پژوهشی که یافتههای آن منتشر شده (البته به صورت غیررسمی) پیمایش ارزشها و نگرش های ایرانیان در 1402 است و میتوان منبع خوبی برای تحلیل باشد. چرا که تغییراتی در این سطح با سرعت زیادی رخ نمیدهند و داده های سه سال پیش برای اکنون هم معتبراند. یافتههای این گزارش نشان میدهد که ذائقه نسل نو به سمت «دینداری گزینشی» متمایل شده است. یعنی به دلیل رشد فردگرایی و تغییرات وسیع سبک زندگی، جوانان رویکردی انتخابی به مؤلفه های دینی پیدا کردهاند؛ مثلاً میبینیم که در میان این نسل توکل به خدا و ارادت به اهلبیت (ع) همچنان بسیار پررنگ است، اما در عین حال بخش قابلتوجهی از آنها یعنی حدود 70 درصد معتقدند «دینداری به قلب پاک است، حتی اگر انسان مقید به برخی مناسک مثل نماز نباشد».
محمدرضا محمدی اظهار کرد: در پیمایش سال 1382، 44 درصد از این گروه سنی چنین باوری داشتند. یا به عنوان مثال در سال 1382، حدود 18 درصد از افراد این گروه سنی گفتهاند به ندرت شده که نماز های خود را مرتب بخوانند. این عدد در سال 1402 حدود 46 درصد است. بنابراین میتوان در بین ابعاد مختلف دینداری، در حالی که بعد اعتقادی هنوز در جامعه ایران و بین نسل جوان پررنگ است، ولی شاهد تغییرات محسوسی در بعد مناسکی، عبادی و دینداری هستیم.
دکتری جامعه شناسی بیان کرد: بر این اساس اگر بخواهیم به بخش دوم سوال پاسخ دهیم، یعنی بهترین راه گفتمان دینی با نسل جدید، باید گفت بهترین راه را باید از طریق شناخت دقیق نسل جدید و محیطی که در آن رشد میکند، کشف کرد. به میزان که محیطی زندگی و رشد او را بشناسیم، میتوانیم راه گفتمان دینی با او را هم پیدا کنیم و به میزانی که در این مسیر فاصله و جدایی اتفاق بیفتد، امکان گفتمان دینی هم آسیب میبیند.
مرجعیت و محوریت نسل نو در دریافت پاسخها و گفتمانها در چه حیطههایی است تا بتوان گفتمان دینی را زمینهسازی کرد؟
وی در پاسخ به این سوال اضافه کرد: در سال 1382، 56 درصد از افراد گروه سنی 15 – 29 سال گفته بودند برای پاسخ به مسائل شرعی خود، به مرجع تقلید مراجعه میکنند. در سال 1402 این رقم حدود 18 درصد است. حدود 7 درصد هم گفتهاند که به روحانی مسجد مراجعه میکنند. البته حدود 18 درصد هم گفتهاند که از طریق اینترنت دنبال پاسخ به سوال خود میگردند. این کاهش دامنه نفوذ یکی از همان تغییرات محیطی است. یکی از ویژگیهای محیط جدید، تکثیر بسیار زیاد منابع و مراجع فکری است. لذا نسل جدید حتی اگر برای پاسخ به سوالات شرعی خودش به اینترنت مراجعه کند، در کنار سایت مرجع تقلید یا عالم دینی مدنظرش، احتمالا با انبوه دیگری از منابع و مراجع هم مواجه خواهد شد.
مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و داده کاوی شناخت گفت: این تغییر محسوس، چند پیام دارد. یکی اینکه مواجه شدن با پاسخ های متعدد و احتملا مختلف، احتمال تقویت نوعی فردگرایی و عمل به تشخیص فردی را افزایش میدهد. دوم اینکه پاسخی به یک سوال شرعی که در مثلا در سال 1370 برای یک جوان نوشته شده بود، نمیتواند برای فردی در سال 1405 هم کافی باشد. هم زبان و ادبیات جوان در اثر زیست در دنیای جدید تغییر کرده، هم مثالهایی که با آنها میتواند موضوع را فهم کند و هم کیفیت استدلالی که او را قانع خواهد کرد.
دکتری جامعه شناسی افزود: یعنی جوانی که در سال 1405 با انبوهی از سوالات، ابهامات، تردیدها و شکها روبرو شده، باید پاسخی متناسب با ظرفیت فکری و درگیری ذهنی اش به او داده شود. لذا در پاسخ به این سوال هم دوباره باید تاکید کرد که شناخت محیط شرط لازم شناخت مراجع فکری و عملی نسل جدید است. به عبارتی باید ابتدا محیط جدید را دقیق شناسایی کنیم و بعد متناسب با این شرایط جدید، استراتژی ارتباط گیری با این نسل طراحی شود.
محمدرضا محمدی ادامه داد: البته این نکته را هم باید در نظر داشت که ما در دنیای جدید، به واسطه غرق شدن در فضای مجازی، روابط حقیقی و پیوندهای عینی اجتماعی را از دست دادهایم. تاثیری که یک روحانی در محله ای کوچک روی تعداد معدودی جوان میتواند بگذارد بسیار عمیقتر و جدیتر از تاثیری است که به عنوان مثال یک روحانی در فضای مجازی روی دنبال کنندگان فراوان خواهد گذاشت. یعنی شناخت محیط جدید لزوما به این معنی نیست که باید امر تبلیغ دین را منتقل به فضای مجازی کرد.
راهکارها و روش برای مبارزه با آسیبهای اجتماعی از بستر دیانت را چگونه میبینید و کدام گروه سنی در اولویت این امر میباشد؟
مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و داده کاوی شناخت افزود: آسیبهای اجتماعی هم به میزان زیادی محصول محیط اند. محیط ناامن یا آسیبزا، میتواند را در معرض خطر قرار دهد و به طور طبیعی هم جوانان بیشتر از سایر گروههای سنی، در معرض قرار گرفتن در محیط ناسالم هستند. راه اصولی کاهش آسیب هم اصلاح محیط است. به عنوان مثال فردی که به اعتیاد دچار شده است، پس از ترک و برای اینکه دوباره به مصرف برنگردد، لازم است حتما محیطش را نیز عوض کند. بسیاری از افراد به دلیل بازگشت به محیط قبلی خود، با فاصله کمی دوباره به مصرف مواد روی میآورند.
دکتری جامعه شناسی بیان کرد: بنابراین ایجاد محیط سالم، راهی اصولی برای پیشگیری و مبارزه با آسیب های اجتماعی است و دینداری به دلیل وجود ابعاد مناسکی قوی، این ظرفیت را دارد که محیط سالمی برای جوانان فراهم کند. در همان پیمایش 1402 حدود 34 درصد از جوانان گفتهاند که اکثر اوقات یا همیشه در هیأت یا مراسم عزاداری شرکت میکنند و حدود 55 درصد هم گفتهاند که به میزان زیادی مایلند در مراسم پیاده روی اربعین شرکت کنند. اما حدود 70 درصد از جوانان اعلام کردهاند که هیچوقت یا به ندرت در نماز جماعت شرکت میکنند. اگر بتوان میزان مشارکت جوانان و عضویت فعال آنها در محیط های مذهبی را افزایش داد، تاثیر قابل توجهی بر پیشگیری از آسیب های اجتماعی دارد. پس اگر یک گام به عقب برگردیم باید آسیب شناسی کنیم و ببینیم چرا حضور جوان در برخی این مراسم کمرنگ است.
به نظر شما علت عدم حضور بخشی از نسل نو در مساجد و برنامههای دینی چیست؟ و اولویت آنها کدام است؟
وی پاسخ داد: بخشی از این موضوع، تغییرات گسترده فرهنگی اجتماعی است. یعنی بخشی از سبک زندگی جدید با برپایی نماز جماعت در مسجد تزاحم دارد. همچنین فضای مسجد هم شاید برای نسلهای جدیدتر به اندازه کافی جذاب نیست. به عنوان مثال خیلی از مساجد به گونهای است که فرد میتواند به مسجد برود و نماز بخواند و خارج شود بیآنکه با فرد دیگری ارتباط برقرار کند. به عبارتی نماز به جماعت برگزار شده، ولی افراد در اوج فردیت هستند. آنچه میتواند حضور افراد خصوصا نسل جوان را در مساجد پررنگ تر کند، برقراری پیوندهای عمیق و قوی بین افراد حاضر در مسجد است. فقدان این پیوندها، جذابیت محیط را کم میکند. روحانی مسجد و سایر متولیان اگر بتوانند پیوندهای اجتماعی قوی و مناسبی با افراد برقرار کنند، میزان حضور افراد هم افزایش خواهد یافت.
شما به مربیان، معلمان و مبلغین جوانی که در تعامل با نسل نو تلاش میکنند، و همچنین به نهادهای سیاستگذار برای موفقیت بیشتر چه توصیهای دارید؟
محمدرضا محمدی بیان کرد: ناظر بر مباحث قبلی میتوان گفت بهترین توصیه، تقویت پیوندهای اجتماعی است. معلمان و مبلغان باید مهارت شبکه سازی و گروه سازی را به خوبی یاد بگیرند. با تشکیل شبکه، گروه و فراهم کردن محیطی مناسب برای حضور، فعالیت و وقت گذراندن نسل جدید، بسیاری از کاستیها قابل جبران میشود.
مدیر مرکز تحقیقات اجتماعی و داده کاوی شناخت گفت: اما در سطح فکری و معرفتی هم ما نیاز داریم که در فهم دینی تحرک بیشتری داشته باشیم و متناسب با نیازها، پیچیدگی ها و سؤالاتِ زمانه، «تولید اندیشه» کنیم. نمیتوان با ابزارها و پاسخهای دهه های گذشته، ذهن پرسشگر جوان امروز را که در معرض بمباران آرا و افکار جهانی است، قانع کرد. به عبارتی اگر این جنبش فکری و معرفتی محقق شود و آن گروهها و شبکه ها هم شکل بگیرد، میزان موفقیت حتما افزایش خواهد یافت.
دکتری جامعه شناسی در پایان خاطر نشان کرد: متفکران دینی و هم معلمان و مبلغان دینی بیش از هر زمان دیگری لازم است که به ابزارهای فکری جدید از جمله دانش روز نظیر روانشناسی و جامعهشناسی مجهز باشند تا بتوانند توان بیشتری به فعالیت تبلیغی یا فکری خود بپردازند و توفیق بیشتری حاصل کنند.



