اخبارگفتگوها

حکمت تکرار «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» در نماز منسوب به حضرت ولی‌ عصر(عج)

یک پژوهشگر قرآن گفت: تکرار ۱۰۰ باره «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» در نماز منسوب به حضرت ولی‌عصر(عج)، فقط ذکری لفظی نیست؛ این تکرار، تمرینی برای تحقق عبودیت خالص و شکل‌گیری جامعه‌ای موحد است که زمینه‌ساز ظهور خواهد بود.

قرآن کریم صرفاً کتاب هدایت به‌واسطه احکام نیست؛ در پرتو روایات اهل‌ بیت(ع)، افق‌های تازه‌ای از معارف آن، از جمله حقیقت ولایت و مهدویت آشکار می‌شود. بسیاری از آیات قرآن در تفسیر و تأویل معصومان(ع)، با وجود مقدس حضرت ولی‌ عصر(عج) پیوند یافته‌اند و تصویری عمیق‌تر از فرهنگ انتظار ارائه می‌کنند.

در سلسله‌گفت‌وگوهای «در پرتو آیات مهدوی» با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآن، این آیات و روایات را از ابتدای قرآن، جزءبه‌جزء بررسی می‌شود تا نسبت قرآن با آخرین حجت الهی، روشن‌تر و دقیق‌تر تبیین شود.

پس از بیان مباحث مقدماتی، وارد احصا و بررسی آیات مهدوی در جزء نخست قرآن می‌شویم. صرف نظر از آیه عظیمه و ولایت‌محور «بسمله» که به‌طور مستقل در خصوص آن بحث کرده‌اید، نخستین آیه‌ای که مورد توجه قرار می‌گیرد، آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» است. این آیه چه جایگاهی در مباحث مهدویت دارد و چرا در نماز منسوب به امام زمان(عج)، ۱٠٠ بار تکرار می‌شود؟

صرف نظر از «بسمله»، از میان آیات این سوره مبارکه که از ارکان سوره‌هاست، آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» و در ادامه، دو آیه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» و «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» ارتباط ویژه‌ای با موضوع مهدویت دارند.

یکی از دلایل اهمیت آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» آن است که در نماز حاجتی که از حضرت ولی‌ عصر(عج) نقل شده و بسیاری از مؤمنان، به‌ویژه در مسجد مقدس جمکران، آن را اقامه می‌کنند، این آیه در هر رکعت ۱٠٠ مرتبه تکرار می‌شود.

البته این نماز، اختصاصی به مسجد جمکران ندارد و هر مؤمنی می‌تواند برای برآورده‌شدن حاجات خود، در هر مکان و زمانی آن را به‌جا آورد. کیفیت آن نیز همانند نماز صبح است، با این تفاوت که در هر رکعت، هنگام رسیدن به آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»، این آیه ۱٠٠ بار تکرار می‌شود. سپس ذکر رکوع و سجود، هر کدام هفت مرتبه گفته می‌شود و پس از پایان نماز نیز ۱٠٠ صلوات در حالت سجده سفارش شده است.

اما این پرسش مطرح می‌شود که چرا این آیه باید ۱٠٠ بار تکرار شود؟ پاسخ آن است که این تکرار صرفاً تکرار لفظی نیست، بلکه در پیوند عمیق مفهومی این آیه با حقیقت مهدویت ریشه دارد.

آیات پیش از این فراز، بیانگر توحید نظری هستند، اما هنگامی که به «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» می‌رسیم، وارد عرصه توحید عملی می‌شویم. استاد شهید مطهری(ره) در تفسیر سوره حمد تصریح می‌کند که در اینجا توحید عبادی متجلی می‌شود و همین توحید عبادی، مقدمه تحقق حکومت جهانی حضرت ولی‌ عصر(عج) است.

به بیان دیگر، انسان با ۱٠٠ بار تکرار این آیه، بارها اعلام می‌کند که فقط خدا را می‌پرستد و فقط از او یاری می‌خواهد. نتیجه این تکرار، شکل‌گیری نورانیتی در وجود انسان است؛ نورانیتی که او را شایسته درخواست هدایت می‌کند. از همین‌رو، بلافاصله پس از آن می‌گوید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ؛ ما را به راه راست هدایت کن.» این صراط مستقیم، چیزی جز مسیر ولایت الهی نیست؛ همان راهی که حضرت ولی‌ عصر(عج) مظهر کامل آن هستند.

نکته قابل توجه دیگر، کاربرد صیغه جمع در این آیات است. ما نمی‌گوییم «أعبد» یا «أستعین»، بلکه می‌گوییم: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»، یعنی ما تو را می‌پرستیم و ما فقط از تو یاری می‌جوییم. در ادامه نیز می‌گوییم: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ»، یعنی ما را هدایت کن.

این تعبیرها نشان می‌دهد که سخن از حرکتی فردی نیست، بلکه از عبودیت اجتماعی و شکل‌گیری جامعه‌ای موحد سخن گفته می‌شود؛ جامعه‌ای که بتواند زمینه‌ساز ظهور حضرت ولی‌ عصر(عج) باشد. تحقق این هدف با حرکت‌های فردی ممکن نیست، بلکه نیازمند تشکیل جامعه‌ای بر پایه بندگی خداست.

استاد شهید مطهری(ره) نیز بر همین نکته تأکید می‌کند که توحید نظری، مقدمه توحید عملی است و انسان موحد حقیقی، همان منتظر حقیقی خواهد بود. از همین منظر، باید به این نکته نیز توجه کرد که یکی از مهم‌ترین راه‌های تعجیل در ظهور حضرت ولی‌ عصر(عج)، ترک گناه است؛ چه گناه فردی و چه گناه اجتماعی.

اگر زمینه‌های فساد، ظلم و معصیت در جامعه روزبه‌روز افزایش یابد، صرف برگزاری مراسم و تکرار دعاهای تعجیل فرج، بدون اصلاح رفتار فردی و اجتماعی، اثر مطلوب خود را نخواهد گذاشت. رسیدن به صراط مستقیم، بدون تحقق این آیه ممکن نیست. عبودیت الهی، مفهومی جامع است که همه عرصه‌های زندگی انسان را دربر می‌گیرد و مقدمه تحقق جامعه مهدوی به‌شمار می‌آید.

در ادامه همین آیه، چه نکات تفسیری دیگری وجود دارد که ارتباط آن را با فرهنگ انتظار و مهدویت روشن‌تر می‌کند؟

استاد شهید مطهری(ره) در تفسیر این آیه، به نکته‌ای بسیار لطیف اشاره می‌کند و می‌فرماید که در عبارت «إِيَّاكَ نَعْبُدُ»، سه تأکید به منظور انحصار وجود دارد.

نخست، خود واژه «إِيَّاكَ» است که مفهوم «فقط تو» را می‌رساند. دوم، ضمیر «کاف» که مخاطب را در ذات اقدس الهی منحصر می‌کند و سوم، تقدیم مفعول بر فعل؛ یعنی خداوند نفرموده «نعبدک»، بلکه فرموده است: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ، فقط تو را می‌پرستیم.» این تقدیم در ادبیات عرب، نشانه حصر و تأکید است.

همین سه تأکید، بار دیگر در جمله «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» نیز تکرار می‌شود؛ یعنی فقط از خداوند یاری می‌جوییم و هیچ تکیه‌گاه مستقلی جز او نمی‌شناسیم. البته تحقق چنین مرتبه‌ای از توحید، کار آسانی نیست؛ زیرا انسان باید در همه عرصه‌های زندگی، اعم از فردی، اجتماعی و حتی حکومتی، فقط خدا را منشأ قدرت و یاری بداند.

استاد شهید مطهری(ره) همچنین توضیح می‌دهد که «نستعین» هم به جمله پیش از خود بازمی‌گردد و هم به جمله پس از خود؛ یعنی از خداوند یاری می‌خواهیم تا بتوانیم حقیقت «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» را در زندگی محقق کنیم و نیز از او می‌خواهیم که ما را به صراط مستقیم هدایت کند. بنابراین، استعانت الهی هم برای تحقق عبودیت محض و هم برای پیمودن راه ولایت لازم است.

اگر این سه عنصر، یعنی عبودیت خالص، استعانت خالص و حرکت جمعی به سوی صراط مستقیم در جامعه شکل بگیرد، زمینه تحقق آرمان نهایی همه پیامبران الهی، یعنی برپایی حکومت عدل جهانی حضرت ولی‌ عصر(عج) فراهم خواهد شد.

نکته لطیف دیگری نیز در این آیه وجود دارد و آن، تکرار واژه «إِيَّاكَ» است. شاید این پرسش مطرح شود که چرا خداوند یک بار نفرمود: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ نَسْتَعِينُ؟»

در پاره‌ای تفاسیر عرفانی، از جمله کشف‌الاسرار میبدی، در پاسخ به این پرسش آمده است: «از إِيَّاكَ نَعْبُدُ کمر مجاهدت بر میان بسته و از إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، تاج مشاهده بر سر نهاده است.»

این تعبیر، حقیقتی عمیق را بیان می‌کند؛ یعنی انسان ابتدا باید با مجاهده و بندگی، راه عبودیت را بپیماید و سپس با استعانت از خداوند، به مقام مشاهده و قرب الهی برسد. از همین رو، بلافاصله پس از این دو آیه، درخواست هدایت به صراط مستقیم مطرح می‌شود.

به همین دلیل، می‌توان حکمت تکرار ۱٠٠ باره این آیه در نماز منسوب به حضرت ولی‌عصر(عج) را نیز بهتر درک کرد؛ زیرا این نماز، تمرینی برای رسیدن به عبودیت خالص و آمادگی برای حرکت در مسیر ولایت است.

پس از سوره حمد، به سراغ سوره بقره می‌رویم. در میان آیات صفحه نخست این سوره، کدام‌یک با موضوع مهدویت ارتباط پیدا می‌کند؟

حقیقت غیب، مفهومی بسیار گسترده دارد و هر آنچه از حوزه ادراک حواس ظاهری انسان خارج باشد، در قلمرو غیب قرار می‌گیرد؛ از جمله عالم برزخ، قیامت، بهشت، جهنم، فرشتگان و دیگر حقایقی که با چشم ظاهری قابل مشاهده نیستند.

یکی از روشن‌ترین مصادیق غیب نیز وجود مبارک حضرت ولی‌ عصر(عج) است؛ امامی که از دیدگان غایب است، اما حضور دارد. در ابتدای سوره بقره می‌خوانیم: «هُدًى لِلْمُتَّقِينَ، الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»، یعنی قرآن مایه هدایت متقین و نخستین ویژگی متقین، ایمان به غیب معرفی شده است.

در روایتی از امام صادق(ع)، ذیل همین آیه آمده که مقصود از «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»، شیعیان امیرالمؤمنین(ع) هستند؛ همان کسانی که به حقانیت قیام حضرت قائم(عج) ایمان دارند.

همچنین، در روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره همین آیه آمده است: «آنان کسانی هستند که هنگامی که حجت غایب از پس پرده غیبت ظهور کند و زمین را پس از آنکه از ظلم و ستم آکنده شده است، از عدل و داد پر کند، در کنار او خواهند بود و در محبت و ولایت او ثابت‌قدم می‌مانند.»

این روایت، یکی از روشن‌ترین تفسیرهای مهدوی آیه است و نشان می‌دهد، ایمان به غیب فقط اعتقاد به امور و مصادیق نادیدنی و غیرقابل ابصار نیست، بلکه ایمان به امام و حجت غایب الهی و استقامت در مسیر ولایت او نیز از مهم‌ترین مصادیق غیب و از نشانه‌های اهل ایمان و تقوا و هدایت‌شدگان و رستگاران به‌شمار می‌رود.

منبع: ایکنا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا