زندگی نامه میثم تمار و اهمیت نماز در زندگی وی

میثَم تمّار اَسَدی کوفی (متوفا به سال ۶۰ه ق)، فرزند یحیی، از اصحاب و یاران برجستۀ امام علی، امام حسن و امام حسین (علیهمالسلام) بود که چند روز قبل از شهادت امام حسین در واقعه کربلا به شهادت رسید. گفته شده که وی، غلام زنی از طایفه بنیاسد بود، به همین دلیل هم به این طایفه منتسب شده است. امیر المؤمنین علی علیهالسلام، وی را از آن زن خریده و سپس آزاد نمود. نام او، در زمرهی اصحاب والا مقام و برگزیده امام علی علیهالسلام ذکر شده است. در این نوشتار، قصد داریم تا به زندگی نامه میثم تمار و نقش نماز در زندگی وی بپردازیم. با ما همراه باشید.
نام و نسب و خاندان میثم تمار
برای میثَم تمّار، کنیهی ابوسالم و ابوصالح ذکر شده است و از آنجایی که او و خاندانش در کوفه زندگی میکردند نسبت کوفی او از اینجا نشأت گرفته است. [۱]
در برخی از روایات، به میثم، نسبت نهروانی داده شده است (منسوب به شهر نهروان نزدیک بغداد)، بعضی نیز او را ایرانی و از مردمان فارس دانستهاند.
میثم تمار شش پسر داشت که در روایات، با نام های؛ عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و علی معرفی شده اند. خاندان میثم نیز، مانند خودِ او، از رجال دینی بودند. آنان همچون پدر، در خدمت اهل بیت رسول خدا بودند و از اکثرِ آنان، به عنوان راویان احادیث اهل بیت عصمت، نام برده شده است.
شغل میثم تمار چه بود؟
طبق روایات، گفته شده که میثم، در بازار کوفه، خرما میفروخت، به همین سبب هم به او لقب تمّار داده بودند.[2] روایت دیگری نیز او را خربزه فروش معرقی کرده که در محلی به نام دارالرزق (دار الزَّرق)، مشغول بوده است.[3]
آشنایی و ارتباط میثم تمار با امام علی علیه السلام
در روایات، خبری از حضور میثم در جنگهای دوران خلافت امام علی علیه السلام نیست و این موضوع احتمال آشناییِ وی با امام علی علیه السلام را در اواخر عمر امیر مؤمنان، قوت می بخشد، همچنین، نقل قول ها و روایاتی هم که از زبان میثم نقل شده، مربوط به دوران پایانی زندگی امام علی علیه السلام است. روایتی که درباره حمله سپاه معاویه، به نواحی هِیت و اَنبار و کشتن عدهای از زنان و کودکانِ بی پناهِ آنجاست، از آن جمله است.[4]
طبق شواهد و قرائن، اولین آشنایی و برخورد حضوری و دیدار میثم با حضرت علی، در دوران خلافت ایشان انجام گرفت. بعد از این آشنایی، امیر المؤمنین، تصمیم گرفت که میثم را از صاحبش خریده و او آزاد نماید. و این سرآغاز یک الفت و قرابت بین مرید و مراد بود.
میثم تمار، مفسر قرآن بود. او، علم تفسیر قرآن را نزد امام علی آموزش دید و بعدها، آموختههایش را در کتابی گردآوری کرد که پسرش از قول او روایت کرده است. از این رو، میثم تمار را یکی از مؤلفان شیعه دانسته اند.[5]
فضایل و ویژگی های میثم
میثم تمار، در قامت یک شیعه و صحابی مؤمن و وفادار، مجهز به فضیلت تقوا و اخلاص بود. به همین دلیل، مورد عنایت ییامبر و سه تن از امامان معصوم قرار گرفته بود. اما، علاوه بر اینها، ویژگیها و فضایل برجستهای نیز داشت که او را از سایرین متمایز میکرد. از آن جمله؛
سخنوری و حاضر جوابی
میثم تمار، شخصی بسیار سخنور و حاضر جواب بود[6]؛ حتی، هنگامی که به عنوان نمایندهی بازاریان معترض کوفه، در دربار ابن زیاد سخن گفت، عبید الله، از فصاحت، بلاغت، منطق و قدرت سخنوریِ او شگفت زده شد.[7] خطابههای کوبندهی میثم بر علیه حکومت فاسد امویان، باعث شد تا در بین دشمنانِ حکومت اموی، فردی شناخته شده باشد.
خبر داشتن از آینده
میثم تمار، آگاه به برخی از اتفاقات و حوادثی بود که هنوز واقع نشده بودند. به گفتهی خودش، امام علی علیه السلام، اینها را به او آموخته بود. او، از زمان و چگونگی وقوع مرگ برخی از افراد از جمله مرگ خودش آگاه بود. وقوع برخی فتنهها را پیشگویی کرده بود و … .
خبر داشتن از مرگ معاویه
میثم، روز دقیق مرگ معاویه را پیشگویی کرده بود.[8] ابو خالد، به صالح، پسر ميثم گفته بود که: یک روز جمعه، هنگامی که با پدرت، میثم، در رود فرات کشتي میراندیم، ناگهان باد سختي وزیدن گرفت. میثم گفت: اين بادِ عاصف است و خبر مرگ معاويه را آوره است که هم اینک مُرد. يک هفته بعد از آن روز، پیکی از جانب شام آمد. وقتی جویای اخبار و احوال شدم، گفت: مردم، در امن و امان هستند، معاويه مرده و مردم با پسرش يزيد، بيعت کرده اند. از روز مرگ معاویه پرسیدم، گفت: روز جمعه گذشته.
پیشگویی شهادت حبیب بن مظاهر
شهادت در راه خدا، بزرگترین آرزوی میثم تمار و حبیب ابن مظاهر بود و هر دو ایشان، به سبب اخلاص و ایمانشان به این آرزو رسیدند. روزی، هنگام ملاقات با هم، حبیب ابن مظاهر گفت: گویا پیرمرد خرما فروشی را میبینم که به خاطر دوستی با رسول خدا و آل او، به دار آویخته شده است. میثم تمار هم رو به حبیب بن مظاهر گفت: من هم گویا مرد سرخ رویی را میبینم و میشناسم که برای یاری فرزند دختر رسول الله قیام میکند و در این راه کشته میشود.[9]
آگاهی از شهادت امام حسین علیه السلام
میثم تمار، خبر شهادت امام حسین علیه السلام را برای زنی از اهالی مکّه به نام جبله، داده بود.[10] جبله نقل ميکند که؛ خودم از ميثم تمار شنيدم که ميگفت: اين جماعت، پسر دختر رسول خدا را در روز دهم محرم الحرام، خواهند کشت و دشمنان خدا اين روز را بسی مبارک مي پندارند. اين واقعه، قطعا به وقوع خواهد پیوست، چرا که مولايم علی علیه السلام، مرا به آن، آگاهی داده است. او به من خبر داده است کههمه چیز و همه کس، بر عزای حسین علیه السلام، خواهند گريست، حتي جانوران بيابان و دريا و آسمان و ماه و خورشيد و ستارگان و آدميان و جنیان باایمان و …
ميثم بعد از بیان اینها گفت: اي جبله! بدان و آگاه باش که حسين علیه السلام، سرور همهی شهيدان در روز قيامت است و ياران باوفای او، بر سایر شهيدان برتري دارند. اي جبله! آن هنگامی که به خورشيد نگاه کردي و ديدي که همانند خون تازه، سرخ رنگ است، یقین بدان که حسین علیه السلام کشته شده است.
جبله ميگويد: يک روز که از خانه بيرون آمدم، خورشید را همچون پارچهی رنگ شده ای ديدم که به سرخی میزد. مویه کنان، ضجه کشيدم و گفتم: به خدا سوگند، که حسين بن علي علیه السلام کشته شد!
آگاهی از آزادی مختار از زندان و قیام او
پس از شهادت مسلم بن عقیل در کوفه، عبید الله، ميثم تمار و مختار ثقفی و چند نفر دیگر را دستگير و زنداني کرد. در زندان، ميثم تمار به مختار گفت: تو به زودی از زندان آزاد ميشوي و در خونخواهي از امام حسین علیه السلام قيام خواهي کرد و همین ابن زياد را خواهی کشت.
پس از این پیش گویی، عبید الله، با نیت کشتنِ مختار، او را از زندان، فرا خواند اما در همين اثنا، پیکی از جانب شام، نامهی يزيد را آورد که در آن، دستور آزاد کردن مختار از زندان آمده بود. ابن زیاد، علیرغم میل باطنی خود، مختار را آزاد کرد و …
اطلاع از دستگیریاش توسط بزرگ طایفه خود و نحوهی دقیق شهادتش به دستور ابن زیاد
بنا به دلایلی که گفته شد، میثم، در کوفه مورد احترام مردم بود و این امر، موجبات خشم ابن زیاد و حساسیت بیش از اندازهی او شده بود. هنگامی که میثم، از سفر حج به کوفه باز میگشت، ابن زیاد، فرمان دستگیری او را صادر کرد، در حالی که چند روز پیش، مسلم ابن عقیل را در کوفه کشته بود و کوفه غرق در آشوب و نگرانی، آبستن بلوایی دیگر بود. میثم را قبل از ورود به کوفه دستگیر کرده و نزد ابن زیاد بردند.
گفته شده که امام علی علیه السلام، نحوهی دقیق کشته شدن میثم را به او گفته بود: «تو را بعدها دستگیر و زندانی میکنند، زبانت را بریده و از درختی که رزقت را از آن میگیری (درخت نخل) به دار خواهند آویخت. در روز سوم، خون از بینی و دهان تو جاری خواهد شد و محاسنت را رنگین خواهد ساخت».
میثم تمار، در واپسین ساعات سال ۶۰ هجری قمری، درست، ده روز قبل از ورود امام حسین علیه السلام به عراق، توسط مأموران عبیدالله دستگیر شد و دقیقاً با همان جزئیاتی که امیر المؤمنین به او خبر داده بود، به دار آویخته و شهید شد. او را اولین مسلمانی نامیده اند که در هنگام شهادت، بر دهانش لگام زده شد.[11]
این از جمله دانشهایی بود که امیرالمؤمنین به برخی از یاران برجستهی خویش تعلیم میداد. آنهایی که روحی الهی و آسمانی داشتند و شهادت در راه خدا برایشان، شربتی گوارا بوده است. این وارستگان را اصحاب سِرّ امیر المؤمنین نامیده اند که میثم تمار، یکی از طلایه داران ایشان بود.
تفسیر قرآن
همانگونه که گفته شد، میثم تمار مفسر قرآن بود و تألیفاتی نیز در این زمینه داشته است. یکی از آنها تفسیری است که مستقیماً از امام علی علیه السلام فرا گرفته بود.[12]
روایت شده که میثم، به عبدالله بن عباس گفته است که امیرالمؤمنین، تأویل آیات قرآن را به وی آموخته است. وقتی که میثم به سفر عمره رفت، خطاب به ابن عباس گفت هر مطلبی که درباره تفسیر قرآن میخواهی، از من بپرس. ابنعباس نیز چنین کرد و آنچه را که میثم املا کرد، نوشت. اما، وقتی که میثم، چند و چون شهادتش را به او گفت، ابنعباس به وی بیاعتماد شد و خواست که هر آنچه نوشته بود، پاره کند. اما، میثم مانع شد و از او خواست که از این تفسیر، محافظت نماید و چنانچه، شهادت وی، طبق آنچه که گفته، رخ ندهد، آنها را از بین ببرد. ابنعباس نیز پذیرفت و پس از مدتی، همهی اخبارِ واصله از میثم، به وقوع پیوست.[13]
روایت احادیث
میثم تمار، در زمینه روایت حدیث نیز، تألیفاتی داشته است که فرزندانش از آن نوشته ها، روایاتی را نقل کردهاند. بخشی از روایاتِ آن، در منابع روایی، موجود است.[14] این روایات و احادیث، دربارهی موضوعاتی مانند حبّ و بغض نسبت به اهل بیت علیهم السلام، برتری و فضیلت مسجد کوفه بر مسجد الاقصی، اقرار چهارگانه به ارتکاب زنای محصنه و حدّ آن و چگونگی تشخیص و معرفی قاتل جوان اَعرابی برای خانواده اش توسط امام علی علیه السلام است.[15]
نماز در میعادگاه شهادت
خیلی وقتها، کنار آن درختی که امام علی علیه السلام به وی نشان داده و فرموده بود که بعدها با این درخت خرما، ماجراها خواهی داشت، میایستاد و در پای آن، نماز می خواند و میگفت: مبارک بادت ای نخل! مرا برای تو آفریده اند و تو به خاطر من روییدهای.
عشق به نماز و شهادت با میثم چنان کرده بود که هر روز وقتی که از کنار آن نخل عبور می کرد، دو رکعت نماز میخواند و با آن درخت سخن میگفت: ای نخل؛ تو جایگاه عشق من به مولایم علی هستی.
میثم تمار چنان فضیلت و جایگاهی داشت که به گفته امسلمه – همسر رسول خدا- پیامبراکرم صلی الله علیه، از سالها پیش، در نمازهای خود، برای میثم تمار، دعا میکرده اند.
کاری از تحریریه ستاد اقامه نماز
پی نوشت ها
- ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۶، ص۲۴۹.
- رجوع کنید به ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص. ۳۲۹
- کشّی، رجال، ۱۳۴۸ش، ص۷۸.
- رجوع کنید به خصیبی، ص۱۲۵؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ص۲۷۲و۲۷۳.
- آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن، الذریعه، ج۴، ص۳۱۷
- رجوع کنید به مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۲۴.
- کشی، رجال، ۱۳۴۸ش، ص۸۶.
- همان، ص۸۰.
- قمی، سفینة البحار، نشر اسوه، ج۲، ص۲۶.
- ابن بابویه، ص۱۸۹و۱۹۰.
- میثم تمار، بایگانی شده در ۲۰۱۴-۱۰-۳۱ توسط Wayback Machine سایت دانشنامه رشد.
- آقابزرگ طهرانی، ج۴، ص۳۱۷.
- کشی، رجال، ۱۳۴۸ش، ص۸۱.
- رجوع کنید به طوسی، الامالی، ص۱۴۸؛ غفار، الکلینی و الکافی، ص۲۸
- برقی، المحاسن، ص۳۰۹و۳۱۰؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۴۱۳و۴۱۵؛ طوسی، الامالی، ص۱۴۸و۲۴۶و۴۰۵و۴۰۶؛ شاذان، الفضائل، ص۳۵.

