اخباراصفهانگفتگوها

نمازخانه ای که به قلب تپنده مدرسه تبدیل شد

مدیر دبیرستان دوره اول فرزانگان امین اصفهان: مدرسه باید محیطی برای پرورش شخصیت، هویت و رشد معنوی دانش آموزان باشد.

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز استان اصفهان، زهرا آرامی مدیر دبیرستان دوره اول فرزانگان امین ناحیه دو اصفهان روز چهارشنبه هفتم مردادماه در گفت وگویی اختصاصی با روابط عمومی ستاد اقامه نماز، درباره تجربه های موفق این مدرسه در حوزه «ترویج نماز و حیات معنوی» توضیح داد.

وی با اشاره به سال ها فعالیت در مجموعه سمپاد، رسالت مدرسه را فراتر از آموزش دانست و گفت: مدرسه باید محیطی برای پرورش شخصیت، هویت و رشد معنوی دانش آموزان باشد.

گفتگو به شرح زیر است:

ابتدا خودتان و نقش و جایگاهتان در مدرسه فرزانگان اصفهان را برای مخاطبان معرفی کنید.

بنده زهرا آرامی مدیر دبیرستان دوره اول فرزانگان امین ناحیه دو اصفهان هستم که سال ها افتخار حضور و فعالیت در مجموعه سمپاد در کنار دانش آموزان مستعد و توانمند را دارم.

باور من این است که رسالت مدرسه تنها آموزش کتاب های درسی نیست بلکه مدرسه باید محیطی برای پرورش شخصیت، هویت، مسئولیت پذیری و رشد معنوی دانش آموزان نیز باشد.

در مدرسه فرزانگان امین تلاش کرده ایم فضایی ایجاد کنیم که دانش آموزان علاوه بر موفقیت های علمی، در مسیر رشد اخلاقی، اجتماعی و معنوی نیز گام بردارند و به همین دلیل، در کنار برنامه های آموزشی و پژوهشی به موضوعاتی مانند اقامه نماز، مسئولیت پذیری اجتماعی، فعالیت های فرهنگی و مشارکت دانش آموزان توجه ویژه ای داشته ایم.

خودم را صرفاً یک مدیر اجرایی نمی دانم بلکه تلاش می کنم تسهیل گر، همراه و الهام بخش دانش آموزان، همکاران و خانواده ها باشم تا همه در کنار هم مدرسه ای پویا، بانشاط و سرشار از ارزش های انسانی و دینی بسازیم.

مسیرِ توجه شما به موضوع «حیات معنوی و اقامه نماز» در مدرسه از کجا شروع شد؟ چه انگیزه ای باعث شد که بخواهید فراتر از یک مدیریت آموزشی، به یک فعالِ حوزه نماز تبدیل شوید؟

زهرا آرامی در جواب گفت: توجه من به موضوع حیات معنوی و اقامه نماز از یک باور قلبی آغاز شد. این باور که اگر مدرسه فقط به رشد علمی دانش آموزان بپردازد و از تربیت معنوی غافل بماند، رسالت خود را به طور کامل انجام نداده است.

وقتی با نوجوانان کار می کنیم، می بینیم که آن ها علاوه بر آموزش، به آرامش، هویت، امید و تکیه گاهی معنوی نیاز دارند و به اعتقاد من، نماز می تواند این نقش را ایفا کند. البته زمانی که با محبت، احترام و آگاهی معرفی شود، نه صرفاً به عنوان یک تکلیف.

به همین دلیل تلاش کردم موضوع نماز را از یک برنامه اداری و مناسبتی خارج کرده و آن را به بخشی از فرهنگ مدرسه تبدیل کنیم و در این مسیر از همکاران، دانش آموزان و خانواده ها کمک گرفتیم تا همه احساس کنند در این حرکت سهیم هستند.

هدف بنده این نبود که فقط آمار حضور در نماز جماعت افزایش پیدا کند بلکه هدف اصلی این بود که دانش آموزان ارتباطی آگاهانه، عاشقانه و ماندگار با خداوند برقرار کنند و نماز را به عنوان سرمایه ای برای تمام مراحل زندگی خود ببینند و اگر امروز توفیقی هم حاصل شده، آن را لطف خدا، همراهی همکاران دلسوز و اعتماد خانواده ها می دانم.

مدرسه فرزانگان امین به دلیل سطح بالای دانش آموزان، ویژگی های خاص خود را دارد؛ این ویژگی ها چه تأثیری بر رویکرد شما در ترویج نماز داشت؟

مدیر مدرسه فرزانگان پاسخ داد: مدرسه فرزانگان امین، مدرسه ای با دانش آموزان مستعد، خلاق و پرسشگر است و این ویژگی برای ما هم یک فرصت بود و هم یک مسئولیت چرا که دانش‌آموزان معمولاً هر موضوعی را با نگاه تحلیلی بررسی می کنند و طبیعی است که درباره مسائل دینی و نماز نیز سؤال و ابهام داشته باشند.

به همین دلیل، رویکرد ما این نبود که صرفاً دانش آموزان را به حضور در نماز جماعت دعوت کنیم، بلکه تلاش کردیم ابتدا به فهم، باور و اقناع فکری آن ها توجه کنیم و فضایی ایجاد شد که دانش آموزان بتوانند آزادانه سؤال بپرسند، دیدگاه هایشان را مطرح کنند و پاسخ های منطقی و متناسب با سن خود دریافت کنند.

از سوی دیگر، دانش آموزان فرزانگان امین(سمپاد) توانایی بالایی در مسئولیت پذیری و کار گروهی دارند لذا آن ها را از مخاطب صرف، به همکار و همراه خود تبدیل کردیم و در اجرای برنامه های نماز، اداره نمازخانه، فعالیت های فرهنگی و پیشنهاد ایده های جدید، نقش فعال به خود دانش آموزان سپرده شد که این مشارکت، احساس تعلق و انگیزه آن ها را چند برابر کرد.

تجربه ما نشان داد که برای دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان، بهترین روش ترویج نماز، اعتماد به شخصیت آن ها، احترام به قدرت انتخابشان و فراهم کردن زمینه ای برای تجربه ای شیرین و آگاهانه از عبادت است و هر زمان این اتفاق افتاد، نماز دیگر یک برنامه مدرسه ای نبود، بلکه به انتخابی آگاهانه و ارزشمند برای خود دانش آموز تبدیل شد.

شما از «ظرفیت اولیا و انجمن اولیا و مربیان» برای رونق نماز استفاده کرده اید. دقیقاً چگونه توانستید این پیوند را میان «مدرسه» و «خانه» برقرار کنید تا نماز از یک تکلیف مدرسه ای به یک سبک زندگی خانوادگی تبدیل شود؟

زهرا آرامی در جواب گفت: یکی از باورهای اصلی ما این بود که اگر نماز فقط در مدرسه مورد توجه قرار بگیرد، اثر آن ماندگار نخواهد بود چرا که دانش آموز بیشترین زمان خود را در خانواده می گذراند بنابراین اگر مدرسه و خانه هم جهت نباشند، تربیت دینی به نتیجه مطلوب نمی رسد به همین دلیل از ظرفیت ارزشمند اولیا و انجمن اولیا و مربیان به صورت هدفمند استفاده کردیم و در جلسات اولیا، به جای تأکید صرف بر اهمیت نماز، درباره نقش خانواده در الگوسازی، گفت وگوی صمیمانه با نوجوان و ایجاد فضای آرام و بدون اجبار برای اقامه نماز صحبت می کردیم تا والدین احساس کنند که آن ها شریک تربیتی مدرسه هستند، نه صرفاً مخاطب توصیه های ما باشند.

در مناسبت های مختلف، از خانواده ها دعوت می‌کردیم در برخی برنامه های فرهنگی و معنوی مدرسه حضور داشته باشند و این همراهی باعث شد پیام نماز فقط از زبان مدرسه منتقل نشود، بلکه در خانه نیز ادامه پیدا کند.

نتیجه این تعامل، شکل گیری یک زبان مشترک میان مدرسه و خانواده بود و در بسیاری از موارد، والدین بازخورد می دادند که فرزندانشان خودشان درباره نماز گفت وگو می کنند، زمان نماز را یادآوری می کنند یا با علاقه بیشتری در نماز جماعت شرکت دارند و این نشان می داد که نماز، به تدریج از یک برنامه مدرسه ای، به بخشی از فرهنگ و سبک زندگی خانواده تبدیل شده است.

یکی از ماندگارترین اقدامات مدرسه در حوزه ترویج فرهنگ نماز، ساخت نمازخانه ای مستقل و متناسب با نیاز دانش آموزان بود که این پروژه طی چهار سال و با همراهی و مشارکت ارزشمند اولیای دانش آموزان به ثمر رسید و این همراهی، تنها یک حمایت مالی نبود بلکه نمادی از همدلی و باور مشترک خانواده و مدرسه به اهمیت تربیت معنوی بود.

امروز این نمازخانه، حاصل مشارکت جمعی خانواده هایی است که در کنار مدرسه، برای رشد معنوی فرزندانشان سرمایه گذاری کردند.

در طراحی و تجهیز نمازخانه نیز تلاش کردیم از اصول روان شناسی محیط بهره بگیریم و استفاده از رنگ های آرامش بخش، نورپردازی مناسب، دکوراسیون ساده و دلنشین و ایجاد فضایی گرم و صمیمی، باعث شد نمازخانه برای دانش آموزان تنها محل اقامه نماز نباشد، بلکه به محیطی آرام و دوست داشتنی تبدیل شود تا جایی که بسیاری از دانش آموزان علاقه مند بودند برخی کلاس های درس یا نشست های فرهنگی نیز در همین فضا برگزار شود.

استقبال دانش آموزان از فضای نمازخانه برای ما نشانه ای بود که وقتی محیطی متناسب با نیازهای روحی و روانی نوجوانان طراحی شود، آن فضا به بخشی محبوب و اثرگذار از زندگی مدرسه تبدیل خواهد شد.

برگزاری نمازهای پر رونق در میان دانش آموزان، نیاز به برنامه ریزی خلاقانه دارد. از چه ابزارها یا رویکردهای نوآورانه ای برای جذاب تر کردن فضای نمازخانه استفاده کردید؟

این مقام مسئول جواب داد: برای نوجوانان، جذابیت و احساس تعلق بسیار مهم است به همین دلیل تلاش کردیم نمازخانه فقط محلی برای اقامه نماز نباشد، بلکه به فضایی آرام، صمیمی و دوست داشتنی تبدیل شود، جایی که دانش آموزان با میل خود وارد آن شوند.

در برنامه ریزی ها، از ظرفیت خود دانش آموزان استفاده کردیم و بخشی از اجرای برنامه های نماز جماعت، قرائت قرآن، اذان، مکبری و حتی طراحی برنامه های فرهنگی را به خود آن ها سپردیم که وقتی دانش آموز نقش‌آفرین باشد، احساس مسئولیت و علاقه بیشتری پیدا می کند.

همچنین از مناسبت های مذهبی و ملی برای برگزاری برنامه های متنوع، مسابقات فرهنگی، نشست های کوتاه معرفتی، روایتگری، معرفی کتاب و گفت وگوهای صمیمی درباره فلسفه نماز استفاده کردیم تا فضای نمازخانه، پویا و زنده باشد.

نکته مهم دیگر، تکریم دانش آموزان بود که سعی کردیم از هرگونه اجبار یا برخورد دستوری پرهیز کنیم و با تشویق، احترام و ایجاد تجربه های خوشایند، انگیزه درونی آن ها را تقویت کنیم و معتقدم اگر دانش آموز در نمازخانه احساس آرامش، احترام و تعلق داشته باشد، خودش بهترین مبلغ نماز برای دوستانش خواهد شد.

در واقع، رمز موفقیت ما این بود که نماز را از یک «برنامه» به یک «تجربه شیرین و اثرگذار» برای دانش آموزان تبدیل کنیم.

در مسیر این فعالیت ها، با چه چالش ها یا موانعی (چه از نظر زمانی، چه از نظر فرهنگی یا اجرایی) روبه رو شدید و چگونه آن ها را مدیریت کردید؟

زهرا آرامی پاسخ داد: هر فعالیت فرهنگی و تربیتی، به ویژه در حوزه نماز، طبیعتاً با چالش هایی همراه است که یکی از مهم ترین چالش های ما، محدودیت زمان در برنامه های آموزشی مدرسه بود.

مدارس استعدادهای درخشان برنامه های درسی، پژوهشی و فوق برنامه بسیار فشرده ای دارند و باید به گونه ای برنامه ریزی می‌کردیم که فعالیت های مرتبط با نماز، بدون ایجاد فشار یا تداخل با برنامه های آموزشی، جایگاه شایسته خود را پیدا کند.

از همان ابتدا تلاش کردیم نماز را به عنوان بخشی از فرهنگ روزمره مدرسه ببینیم، نه برنامه ای که فقط در مناسبت های خاص اجرا شود.

چالش دیگر، تفاوت نگرش دانش آموزان بود، نوجوانان امروز اهل تفکر، تحلیل و پرسش هستند و طبیعی است که هر کدام با پیشینه و تجربه متفاوتی وارد مدرسه شوند و برخی از دانش آموزان ارتباط خوبی با نماز داشتند و برخی دیگر نیازمند گفت وگو، اقناع و تجربه ای متفاوت بودند به همین دلیل، تلاش کردیم به جای استفاده از روش های دستوری، فضایی ایجاد کنیم که دانش آموزان بتوانند آزادانه سؤال بپرسند، دغدغه های خود را مطرح کنند و پاسخ هایی منطقی و متناسب با سن و شرایطشان دریافت کنند.

در کنار این مسائل، همراهی همکاران و خانواده ها نقش بسیار مهمی در موفقیت برنامه ها داشت و خوشبختانه با همدلی مجموعه مدرسه، انجمن اولیا و مربیان و مشارکت فعال خود دانش آموزان، بسیاری از موانع برطرف شد و تجربه به ما نشان داد که اگر فضای مدرسه بر پایه احترام، اعتماد، محبت و مشارکت شکل بگیرد، بسیاری از چالش ها به فرصت تبدیل می شوند و دانش آموزان نیز با انگیزه و علاقه بیشتری در فعالیت های معنوی حضور پیدا می کنند.

یکی از مهم ترین چالش ها تفاوت نگرش برخی خانواده ها نسبت به نماز و همچنین محدودیت زمانی برای اقامه نماز جماعت در برنامه فشرده آموزشی مدرسه بود و در برخی موارد، همراهی لازم از سوی خانواده وجود نداشت و این موضوع بر نگرش دانش آموزان نیز اثر می گذاشت و از سوی دیگر، زمان اختصاص یافته به زنگ نماز، پاسخگوی اجرای مطلوب برنامه های فرهنگی و تربیتی نبود لذا تلاش کردیم با گفت وگوی مستمر با والدین، تقویت ارتباط خانه و مدرسه، استفاده بهینه از زمان و ایجاد فضایی جذاب و آرامش بخش در نمازخانه، این چالش ها را تا حد زیادی مدیریت کنیم و نگاه دانش آموزان را از یک تکلیف صرف به یک انتخاب آگاهانه و علاقه مندانه تغییر دهیم.

تغییر رفتار و نگرش دانش آموزان به نماز، چالش برانگیزترین بخش کار است؛ شما از چه روش هایی برای تبدیل «اجبار به اشتیاق» در دل دانش‌آموزان استفاده کردید؟

مدیر مدرسه پاسخ داد: اشتیاق را نمی‌توان با اجبار ایجاد کرد و نوجوان امروز اگر احساس کند به شخصیت، عقل و قدرت انتخابش احترام گذاشته می شود، با انگیزه بیشتری در مسیر رشد قرار می گیرد به همین دلیل، تلاش ما این بود که نماز را نه به عنوان یک وظیفه تحمیلی، بلکه به عنوان فرصتی برای آرامش، خودشناسی و ارتباط صمیمانه با خداوند معرفی کنیم و در این مسیر، گفت وگو را جایگزین دستور و اقناع را جایگزین اجبار کردیم.

از سوی دیگر، سعی کردیم دانش آموزان را از مخاطب صرف، به مشارکت‌کننده و حتی برگزارکننده برنامه ها تبدیل کنیم و مسئولیت هایی مانند اذان، قرائت قرآن، اجرای برنامه های فرهنگی، همکاری در اداره نمازخانه و ارائه ایده های خلاقانه را به خود دانش آموزان سپردیم و وقتی نوجوان احساس می کند به او اعتماد شده و نقش مؤثری در برنامه ها دارد، ارتباط عمیق تری با فضای نماز برقرار می کند و انگیزه اش از درون شکل می گیرد.

نکته مهم دیگر، ایجاد تجربه ای خوشایند از نماز بود که تلاش شد فضای نمازخانه، فضایی آرام، صمیمی و سرشار از احترام باشد. فضایی که دانش آموز بدون نگرانی و با احساس تعلق وارد آن شود و تجربه ما نشان داد که اگر نوجوان شیرینی حضور در یک محیط معنوی سالم را تجربه کند، دیگر نیازی به اجبار نیست؛ زیرا خودش با علاقه و اشتیاق این مسیر را ادامه خواهد داد.

بازخوردهای والدین و معلمان درباره تغییرات مشاهده شده در رفتار و روحیه دانش آموزان چه بوده است؟ آیا نمونه ای از تغییرات چشمگیر را به خاطر دارید؟

زهرا آرامی در پاسخ گفت: خوشبختانه بازخوردهایی که از خانواده ها و همکاران دریافت کردیم، بسیار امیدوارکننده و دلگرم‌کننده بود و بسیاری از والدین بیان می کردند که فرزندانشان پس از حضور مستمر در برنامه های نماز و فعالیت های فرهنگی مدرسه، نگاه متفاوتی به نماز پیدا کرده اند.

بعضی از والدین می گفتند که فرزندشان دیگر منتظر تذکر والدین نمی ماند، بلکه خودش زمان نماز را یادآوری می کند یا حتی اعضای خانواده را برای اقامه نماز دعوت می کند و این تغییر برای ما نشان می داد که نماز کم کم از یک تکلیف بیرونی به یک باور و انگیزه درونی تبدیل شده است.

همکاران مدرسه نیز تغییراتی را در روحیه و رفتار دانش آموزان مشاهده می کردند و آن ها معتقد بودند دانش‌آموزانی که ارتباط بیشتری با برنامه های معنوی پیدا کرده اند، آرامش بیشتری در محیط مدرسه دارند، روابط دوستانه تری با همکلاسی های خود برقرار می کنند و در پذیرش مسئولیت ها نیز فعال تر هستند.

اگر بخواهم از یک نمونه یاد کنم، بیش از هر چیز تغییر نگرش برخی دانش آموزان برایم ماندگار است؛ دانش آموزانی که در ابتدای سال شاید با بی تفاوتی به نماز نگاه می کردند، اما به مرور نه تنها با علاقه در نماز جماعت شرکت می‌کردند، بلکه خودشان برای اجرای برنامه های نماز، قرائت قرآن یا فعالیت های فرهنگی داوطلب می شدند و این تغییرات برای ما ارزشمندترین نتیجه بود زیرا نشان می داد که اثر واقعی کار فرهنگی، در تغییر نگرش و انگیزه درونی نوجوانان است، نه صرفاً در افزایش آمار حضور در نماز جماعت.

حضور و تقدیر از شما در «بیست ودومین اجلاس سراسری نماز» نشان دهنده این است که فعالیت شما فراتر از یک فعالیت محلی بوده است. در آن لحظه چه حسی داشتید و این تقدیر چه معنایی برای شما داشت؟

وی جواب داد: حضور در بیست ودومین اجلاس سراسری نماز و دریافت این تقدیر، بدون تردید یکی از خاطرات ارزشمند دوران خدمت من است؛ اما واقعیت این است که آن لحظه بیش از آنکه احساس افتخار شخصی داشته باشم، احساس مسئولیت بیشتری کردم و با خودم اندیشیدم این تقدیر، نتیجه تلاش جمعی مجموعه ای از همکاران دلسوز، دانش آموزان علاقه مند و خانواده هایی است که با باور و همراهی خود، این مسیر را هموار کردند.

برای من، ارزش اصلی این تقدیر در این بود که نشان داد فعالیت های فرهنگی و تربیتی، اگر با برنامه ریزی، استمرار و اخلاص انجام شوند، می توانند دیده شوند و اثرگذاری آن ها فراتر از یک مدرسه یا یک شهر باشد و این موضوع امید و انگیزه ما را برای ادامه این مسیر چند برابر کرد و به ما یادآوری کرد که حتی اقدامات کوچک، اگر با نیت خالصانه انجام شوند، می توانند آثار بزرگی بر جای بگذارند.

در نهایت، این تقدیر را نه پایان راه، بلکه آغاز مسئولیتی بزرگ تر می‌دانم و معتقدم هر موفقیتی در حوزه تعلیم و تربیت، وظیفه ما را برای خدمت بهتر به نسل نوجوان سنگین تر می کند. امیدوارم بتوانیم با بهره گیری از تجربه های گذشته، همچنان در مسیر ترویج فرهنگ نماز و تقویت حیات معنوی در مدارس گام های مؤثر و ماندگاری برداریم.

اگر بخواهید به سایر مدیران یا معلمان در سراسر کشور که می خواهند فعالیت های مشابهی در مدارس خود داشته باشند، چه توصیه ای و «نقشه راهی» ارائه دهید؟

زهر آرامی پاسخ داد: به نظر من، نخستین گام این است که به نماز صرفاً به عنوان یک برنامه اداری یا تکلیف آموزشی نگاه نکنیم بلکه آن را بخشی از فرآیند تربیت بدانیم و اگر مدیر و معلم خودشان به اهمیت نماز باور داشته باشند و در رفتار و عمل، الگوی دانش آموزان می شوند، این اثرگذاری بسیار بیشتر از هر سخنرانی یا بخشنامه ای خواهد بود و نوجوانان پیش از آنکه به حرف های ما توجه کنند، رفتار و صداقت ما را می بینند.

گام دوم، ایجاد فضایی جذاب، صمیمی و مشارکتی است و باید به دانش آموزان فرصت داد که در طراحی و اجرای برنامه ها نقش داشته باشند، سؤال بپرسند، ایده بدهند و احساس کنند که نمازخانه متعلق به خودشان است و همچنین همراه کردن خانواده ها، معلمان و انجمن اولیا و مربیان بسیار مهم است زیرا تربیت دینی زمانی ماندگار می شود که مدرسه و خانه در یک مسیر حرکت کنند.

در نهایت، توصیه من این است که در این مسیر صبور باشیم و انتظار نتیجه فوری نداشته باشیم. کار فرهنگی، کاری تدریجی و عمیق است و اگر فعالیت ها با محبت، احترام، استمرار و برنامه ریزی انجام شود، حتی تغییرات کوچک امروز می تواند در آینده به نتایج بسیار بزرگی تبدیل شود.

گاهی یک رفتار مهربانانه، یک گفت وگوی صمیمی یا یک تجربه خوشایند از نماز، تأثیری ماندگارتر از ده ها برنامه رسمی خواهد داشت.

در پایان، از زبان خودتان بگویید؛ برای شما «نمازخانه مدرسه» نماد چه چیزی است؟

مدیر مدرسه در پاسخ گفت: برای من، نمازخانه مدرسه فقط یک فضای فیزیکی یا محلی برای اقامه نماز نیست بلکه قلب تپنده حیات معنوی مدرسه است. جایی که دانش‌آموز می تواند در میان هیاهوی درس، امتحان و دغدغه های روزمره، چند دقیقه ای با خدای خود خلوت کند، آرامش بگیرد و نیرویی تازه برای ادامه مسیر زندگی به دست آورد و اگر مدرسه خانه دوم دانش‌آموز باشد، نمازخانه، آرام ترین و امن ترین نقطه این خانه است.

من معتقدم نمازخانه زمانی رسالت واقعی خود را انجام می دهد که دانش آموز با احساس آرامش، احترام و تعلق خاطر وارد آن شود، نه از روی اجبار یا عادت و تلاش ما همیشه این بوده است که نمازخانه فضایی سرشار از صمیمیت، امید و نشاط معنوی باشد، جایی که دانش آموز احساس کند کسی او را قضاوت نمی کند و می تواند با آرامش، ارتباطی صادقانه با خداوند برقرار کند.

در نهایت، باور دارم که اگر بتوانیم نمازخانه را به چنین فضایی تبدیل کنیم، در حقیقت بذر ایمان، مسئولیت پذیری، اخلاق و امید را در دل نوجوانان کاشته ایم و شاید همه دستاوردهای آموزشی مدرسه در کارنامه ها دیده شود، اما آثار تربیت معنوی سال ها بعد، در سبک زندگی، انتخاب ها و شخصیت دانش‌آموزان نمایان خواهد شد و به همین دلیل، نمازخانه برای من نماد آرامش، تربیت، هویت و آینده سازی است. جایی که انسان سازی، در کنار علم آموزی، معنا پیدا می کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا