سروده جدید قائم مقام ستاد اقامه نماز با عنوان «قیاموصیام»

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز، همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، سروده جدید دکتر سید احمد زرهانی قائم مقام ستاد اقامه نماز با عنوان قیام و صیام منتشر شد.
باسمه تعالی
تشرف به ماه قیام و صیام
دهد جان آزرده را التیام
به وقت مناجات و راز و نیاز
شود بال ِپروازِ دلخسته باز
ز تن رخت چرکین عصیان درآر
بنه سر به خاکِ درِ کوی ِیار
سرشکی که از دیده گردد روان
روان را رهاند ز رنج گران
در این بزمِ ربّانیِ دلنواز
بنوش آبی از چشمه سارِ نماز
نباشد فقط روزه داری به جوع
بُوَد گوهر بندگی در خشوع
به مرآتِ وجدانِ خود کن نگاه
مبادا مکّدر شود از گناه
چو آگه شدی از کم و کسر خویش
به قصد تحوّل قدم نِه به پیش
تو که بنده ی خالق اکبری
نباید خدا را ز خاطر بری
فراموشیِ یادِ پروردگار
ببار آورد محنت بی شمار
اگر می توانی به نانی بساز
ولی دین خود را به دنیا نباز
تمنا کن از درگه ذوالجلال
دلی روشن و آب و نانی حلال
دو ارزش نشان سعادت بُوَد
یکی علم و دیگر عبادت بود
چو خواهی که مانی ز بد درامان
به هرکس نباید شوی بد گمان
به مردم نزن تهمت ناروا
بکن درد پنهان خود را دوا
چو خشم آوری اندکی کن درنگ
نیفکن سر راه درمانده سنگ
خدا بنده ای را کند سربلند
که درماندگان را رهاند ز بند
میان صفات کریمه ، کرم
بُوَد خلقه ی وصل مردم بهم
کریمی که دارا و بخشنده است
در آفاق هستی درخشنده است
ندیدم میان رذائل دو شَر
ز بخل و حسادت نکوهیده تر
چو برخیزد از جا غبار حسد
رَوَد روشنایی ،کدورت رسد
اگر دل سپاری به نور نماز
شوی ایمن از ظلمت رشک و آز
حسادت زیان می رساند نه سود
حسود از قضا در جهان لایسود
سری را سزد سروری در زمین
که فرمان برد از جهان آفرین
به غیر از خدا ترسِ یکتاپرست
کسی از کمند ندامت نرست
موحد ندارد هوای ستیز
نبینی از او چنگ و دندان تیز
ز آزار موری گریزان بُوَد
مقیّد به معیار و میزان بود
دل مهربان یگانه پرست
ز لبخند باران مصفاتر است
بدون عقیده به اصل معاد
رود جامعه در ره قوم عاد
تو با نور خوف و رجا ره نَوَرد
به گِردِ گناه کبیره نگَرد
زبان و دل و دیده روزه دار
بُوَد تابعِ حکمِ پرودگار
بُوَدچون جهنم دل کینه توز
کسی را در این دخمه هرگز نسوز
به هنگام قدرت نگیر انتقام
که دولت ز بخشش پذیرد قوام
تجسس مفرما ز اندازه بیش
که پر می کنی از گنه گور خویش
چو افتد نزاعی میان دو تن
نگو ارتباطی ندارد به من!
اگر مصلحِ ذاتِ بینی، بکوش
که تا کم شود زاندو جوش و خروش
تو هستی مزیّن به طبعی لطیف
مبادا درشتی کنی با حریف
مکن شادمانی گر افتد رقیب
که دارد زمانه فراز و نشیب
مشو غافل از بازی چرخ دون
بَرَد آسمان و کند سرنگون
ستون سعادت ، خداباوری است
هراسیدن از ظلم و ناداوری است
بُوَد عدل و احسان نشانِ سعید
شرارت بود از مسلمان بعید
نگو حرف آخر کلام من است
منیّت ره آورد اهریمن است
بر آید ز انسان نیکو منش
کلام حکیمانه ی بی تنش
بیان هدایتگر و دلنواز
بُوَد حکمت آموز و اندیشه ساز
دمی با مخالف مدارا بکن
اثر در دل سنگ خارا بکن
دو دیده ، تو را داده اند ای بشر
یکی چشم سِرّ و یکی چشم سَر
ببینی اگر با دو دیده درست
نیفتی به گرداب پندار سست
به نادانِ بسته به تندی کمر
نسیم نصیحت ندارد اثر
نیابد هدایت دل بی خرد
ز سوراخ سوزن شتر نگذرد
نخست آفرینش خرد بوده است
بدون خرد کس نیاسوده است
به غیر از متاعی بنام خِرد
بشر هرچه خواهد تواند خَرد
خرد ارمغانی الهی بُوَد
سپیده دمی در سیاهی بود
درون زمین دانه ای را بکار
که می روید از آن گلی در بهار
بده آب شیرین به آن نونهال
که بخشد به روی گلستان جمال
در اندیشه ی نسل آینده باش
رهِ مهتری را گشاینده باش
تو معمار دانای این خانه ای
منزّه ز انفاس بیگانه ای
به راهی که دشمن بگوید، نرو
بساز این سرای کهن را ز نو
که ایران از ایرانیان است و بس
نباید کشد دشمن اینجا نفس
وطن مهد یاران پیغمبر است
مهیای فتح دژ خیبر است
سیداحمد زرهانی
۲۸بهمن ۱۴۰۴



