قصیده «سجادهنشین» در پاسداشت ایستادگی ملت ایران و مقاومت در برابر استکبار

به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز، قصیده «سجادهنشین» سروده سیداحمد زرهانی، با نگاهی به تحولات و رخدادهای اخیر، به توصیف ایستادگی ملت ایران، مقاومت در برابر تجاوز و زیادهخواهی قدرتهای استکباری و پاسداری از ایران و ارزشهای اسلامی پرداخته است.
این اثر با اشاره به جایگاه رهبری و مفاهیمی همچون عدالت، حکمت و خدمت، تصویری از آرمانهای جامعه اسلامی ارائه میکند.
متن قصیده به شرح ذیل است:
باسمه تعالی
سجاده نشین
غرب وحشی عجبا جبّار است
مظهر فتنه و استکبار است
اندرین خطه، نه انصاف و نه عدل
نه حقوق بشری در کار است
راه او مکر و فریب است و دروغ
بدتر از روبهکِ مکّار است
عهد را بندد و آسان شکند
آنچه گوید، نکند، غدّار است
این تمدّن که پر از وسوسه است
ظاهرش زنده ولی مردار است
طالب نفت جهان عرب است
عاشق غارت و استعمار است
ای دریغ از گل بحرین عزیز
که گرفتارِ فشارِ خار است
می کِشد عربده شیطان بزرگ
پیر زردِ خِرفش بیمار است
حاکم کم خرد کاخ سفید
یک خیالاتیِ کژ پندار است
.
کار این فتنه گرِ شعبده باز
با بد و نیک جهان پیکار است
می رباید علنی کشتیِ نفت
یاغی و بد کنش و طرّار است
می فروشد به همه آلتِ حنگ
همچنان در طلبِ بازار است
کشتنِ مردم لامِرد شریف
جرمِ این جانیِ ناهنجار است
موشکِ جنگی و یرانگر او
در دبستان، سببِ کشتار است
باغ پژمرده یِ میناب هنوز
پیش چشم همگان غمبار است
آن همه لاله یِ افتاده به خاک
کنشِ غربیِ بدکردار است
ریزد آتش به سر تازه عروس
دشمن مردم بی آزار است
باید از منطقه دشمن برود
راه دیگر نبود ناچار است
ناوِ آشفته و فرسوده یِ او
کوهی از آهن بی مقدار است
می خورد ضربه یِ کاری شب و روز
نزد افکار عمومی خوار است
تنگه ی ِهرمز ما را نگرفت
در یمن خونجگر از انصار است
تفرقه افکنی آورده یِ اوست
خلقِ ورزیده ولی هشیار است
هر که میهن بفروشد، سر او
زیر خاک سیه و بر دار است
آنجه در هم شکند شوکت غرب
بعثت مردم پرچمدار است
گر تجاوز بکند دشمن دون
پیش او صخره یِ ناهموار است
می خورد سیلی محکم ز وطن
زنده برگشتن او دشوار است
هر جوانی که به میدان برود
در قد و قامت یک سردار است
کیش ملت نبود مثل زبیر
در رکاب علی و عَمّار است
شعله ور کردنِ هر آتش جنگ
هنرِ غربِ جنایتکار است
گرچه در ورطه یِ استدراج است
لیکن آسیمه سر و قهّار است
مرگ تدریجی این غربِ مخوف
عبرت آموزِ اولی الابصار است
در سر آهنگِ شرارت دارد
همرهِ قافله یِ اشرار است
در پیِ سلطنتِ منقرض است
غافل از آن که وطن بیدار است
سلطنت مُرد و فرو رفت به گور
ملتِ زنده ی ِما سالار است
خَلقِ آزاده یِ ایرانِ رشید
از ملوک و ملکه بیزار است
تا که میهن شود آباد ز نو
مردی از آل علی معمار است
رهبر عارفِ سجاده نشین
بی نیاز از حَشَم و دربار است
چون کند حکم، در اندیشه یِ او
حکمت و حکم خدا معیار است
دهش و داد بُوَد رسم امام
عدل و احسان روش دادار است
قائد امت ما را همه دم
قائم آل محمد یار است
سیداحمد زرهانی
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
